💓اسم نوشته 💓

مجله سرگرمی و تفریحی شامل عکس پروفایل،معما،رمان،تعبیرخواب،مدل،اسم،هم خانواده،معنی،اهنگ،فیلم،کلیپ اسمی

انشا در مورد پرستاران و پزشکان کرونا

انشا در مورد پرستاران و پزشکان کرونا 

برخی از فرشتگان خدا از نظر انسانی بر روی زمین حضور دارند و من فکر می کنم پرستاران یکی از آنها هستند.

آنها در سخت ترین روزهای ما ، که روز بیماری است ، با لباس سفید خود از ما مراقبت می کنند و در این شرایط ، حتی نزدیکترین فرد خانواده نیز ممکن است نتواند با ما بماند تا حال ما بهتر شود.

انشا درمورد بوی خاک پس از بارش باران هشتم

انشا درمورد بوی خاک پس از بارش باران هشتم

باران به معنای بوی کاه در خانه مادربزرگ است ، وقتی باران می بارد ، شخصی بوی کاه می دهد ، مسمومیت می کند و او را مسحور می کند.
وقتی باران می بارد همه خوشحال هستند و من هم خوشحال ترم. از آنجا که من عاشق بوی باران هستم ، وقتی باران می بارد و بوی گرد و غبار در هوای ملایم بارانی پخش می شود ، احساس می کنم بسیار آرام هستم انگار دنیا از آن من است. من عمیق نفس می کشم و زندگی را با همه وسایلم احساس می کنم. انگار قبل از باران مرده ام و حالا زنده ام و زندگی می کنم.

انشا کوتاه درباره روزهای برفی زمستان

انشا کوتاه درباره روزهای برفی زمستان

من صبح از خواب بیدار شدم و در اتاقم احساس سرما عجیبی کردم

به پنجره نگاه کردم و دیدم که برف سفید زیادی پشت پنجره نشسته است ...

احساس عجیبی در قلبم بوجود آمد و با سردی برف و زیبایی این دو احساس متفاوت که در قلبم احساس کردم ...

سریع بلند شد و به حیاط سفیدپوش دوید.

انشا کوتاه در مورد دستپخت مادر

انشا کوتاه در مورد دستپخت مادر

 

سفره را انداختم بیرون

مادرم هم آش آورد!

بوی گرم آش مادرم

خانه را پر از عطر کرده بود

انشا کوتاه در مورد شخصیتی که هرگز فراموش نخواهم کرد

انشا کوتاه در مورد شخصیتی که هرگز فراموش نخواهم کرد

بادهای سرد زمستانی صورتم را کاملاً یخ زده و اجازه نفوذ و خروج هوای تنفس را نمی داد و باران مانند سنگریزه ها و ستمگران به شدت روی سرم می بارید ، این یک نعمت بی سابقه از طرف خداوند است. پیدا نخواهید کرد اما گاهی اوقات ، هر چقدر هم دردناک باشیم ، ممکن است بخواهید موجود گرانقدر ما را یادآوری کنید.

انشا در مورد بامداد روستا

انشا در مورد بامداد روستا

یک روز صبح بهاری در دهکده کوچک ما ، از زیر صدای جیر جیر پرندگان بیدار می شویم ، به پنجره می رویم ، پنجره را باز می کنیم و با یک نفس عمیق هوای سالم و تمیز روستا و ابرهای آسمان را تنفس می کنیم. خورشید درخشان من به طبیعت زیبا ، کوههای سرسبز ، درختان بلند و زیبا نگاه می کنم ، و از همه زیبایی و خلوص قلبم تشکر می کنم.

انشا در مورد کنکور چه بر سر ما آورده است

انشا در مورد کنکور چه بر سر ما آورده است

به ساعت نگاه می کنم ، 2 ساعت دیگر برای شروع آزمون باقی مانده است
من برای 9 ماه سال تحصیلی تمام تلاشم را کردم

انشا برای جهادگران سلامت

دلنوشته برای جهادگران سلامت

دلنوشته برای جهادگران سلامت

اگر چه سالیان سال است جنگ پایان یافته است اما جهاد همچنان باقی است و جوانانی چه بسا قهرمان تر از عرصه دفاع مقدس هم اکنون حامی شده اند

متن انشا در مورد دوست خوب و صمیمی

متن انشا در مورد دوست خوب و صمیمی

متن انشا در مورد دوست خوب و صمیمی

مقدمه:همه ما میدانیم در مواقعی که نیاز به همدردی داریم حتما باید کسی همدم ما شود و آن فرد که درمواقع سختی با ماست،دوست نام دارد.

انشا دوست داشتید در چه دورانی زندگی می کردید

انشا دوست داشتید در چه دورانی زندگی می کردید

انشا دوست داشتید در چه دورانی زندگی می کردید:

من دوست داشتم در دوران دایناسور ها زندگی میکردم شاید فکر کنید که چرا چون تا از نسل دایناسور ها محافظت کنم