- شنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۹، ۱۰:۴۹ ب.ظ
دانلود رایگان کتاب ماهی سیاه کوچولو
معرفی کتاب ماهی سیاه کوچولو
کتاب ماهی سیاه کوچولو، نوشتهی صمد بهرنگی داستان ماهی کوچکی میباشد که به علاقه دیدن دریا و شناختن دنیای پیرامونش، از خانواده و دوستانش جداگانه میشود و به مسافرت میرود. شجاعت و شهامت ماهی سیاه کوچولو در سفرش، نقطهی محوری روایت میباشد.
معرفی کتاب ماهی سیاه کوچولو
کتاب ماهی سیاه کوچولو، نوشتهی صمد بهرنگی داستان ماهی کوچکی میباشد که به علاقه دیدن دریا و شناختن دنیای پیرامونش، از خانواده و دوستانش جداگانه میشود و به مسافرت میرود. شجاعت و شهامت ماهی سیاه کوچولو در سفرش، نقطهی محوری روایت میباشد.
ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی برهه زمانیها نقش بیانیه غیررسمی سازمان چریکهای جان نثار خوی جمهوری اسلامی ایران را ایفا میکرد.
در زمینه ی کتاب ماهی سیاه کوچولو
این روایت، داستان ماهی سیاه کوچولویی میباشد که عشق و علاقه دیدن دریا را داراست. ماهی سیاه کوچولو مطمئن میباشد که جهان، چیزی بالاتر از جویباری میباشد که آنجا معاش مینماید. البته زمانی که راجعبه آن کلام می کند، کسی متوجه سخنهای وی نمیشود. به همین خیال وی تصمیم میگیرد تا انتهای جویباری که در آن معاش می کند برود. البته در غایت از داخل شکم یک مرغ ماهیخوار راز در می آورد. ماهی سیاه کوچولو در روش وصال به انگیزه خویش شجاعت و شهامت به خرج میدهد و در این شیوه فداکاری می نماید.
کتاب ماهی سیاه کوچولو را به چه اشخاصی توصیه میکنیم
ماهی سیاه کوچولو داستانی میباشد که اساسا برای خردسال ها درج شده میباشد. ولی مطمئنا هر بزرگسالی نیز از تلاوت این روایت نمادین و خوشگل لذت خواهد پیروزی.
راجع به صمد بهرنگی
صمد بهرنگی متولد ۲ تیر ۱۳۱۸ در تبریز آموزگار، منتقد اجتماعی، قصهنویس، معنی کننده، و پژوهشگر فولکلور آذربایجانی بود. وی ماجراهای اکثری نوشت و مهمترین و دارای اسم و رسمترین داستانش ماهی سیاه کوچولو اسم داراست. این کتاب با تصویرگری فرشید مثقالی اجرو پاداش براتیسلاوا را از آن خویش نموده است. صمد بهرنگی درسش را در فنی لهجه و ادبیات انگلیسی در دانش گاه ادبیات فارسی و لهجههای فرنگی دانشکده تبریز خواند و به طور همزمان به عمل معلمی نیز سرگرم بود. بهرنگی در ۹ شهریور ۱۳۴۷ در ارسباران به علت غرق شدن در رود ارس دیده از عالم فروبست.
جملاتی از کتاب ماهی سیاه کوچولو
ماهی سیاه کوچولو بشاش بود که به دریا رسیده میباشد. اعلام کرد:« بهتر میباشد اولیه گشتی بزنم ، بعد از آن بیایم باطن جور ی شما بشوم. دلم میخواهد این دفعه که تور مرد ماهیگیر را در میبیرید ، اینجانب هم همپا شما باشم.»
یکیاز ماهی ها اعلام کرد:« همین زودی ها به آرزویت میرسی، اکنون برو گشتت را بزن ، ولی در شرایطی که روی آب رفتی مواظب ماهیخوار باش کهاین ایام دیگر از هیچ کس پروایی ندارد ، هر روز تا چهار پنج ماهی شکار نکند ، دست از رمز ما بر نمی دارااست.»
آنوقت ماهی سیاه از گونه ی ماهی های دریا غیر وابسته شد و خودش به شنا کردن پرداخت. یه خرده بعد از آن آمد به سطح دریا ، آفتاب گرم می تابید. ماهی سیاه کوچولو گرمی سوزان آفتاب را در پشت خویش شم میکرد و لذت میبرد. آهسته و خوش در سطح دریا شنا میکرد و به خودش می خاطرنشان کرد:
« مرگ خیلی آسوده قادر است شرایط کنونی به سراغ اینجانب بیاید ، البته اینجانب تا میتوانم معاش کنم نباید به پیشواز مرگ بروم. اما درصورتیکه یک زمانی بدون چاره با مرگ روبرو شدم – که میشوم – اصلا مهم نیست ، مهم این میباشد که معاش یا این که مرگ اینجانب چه اثری در معاش بقیه افراد داشته باشد...