اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

  • ۲۴۳۷

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

خلاصه رمان : دوست تخت جمله ای ست به قلم ساحل
کاترین اینجا رو بهم معرفی کرد خودش امتحان نکرده بود. نمیتونستم امتحان کنه چون شرط ورود به این شکل دختر بودنه . تمام آزمایشات سلامت و چکاپ هارو انجام دادم . وقتی مطمئن شدن سالم و دخترم برای دوره آموزش ایستادن و غذا خوردن و آداب معاشرت داشتن . وقتی از همه موقف بیرون اومدم بهم گفتن چون قدم کوتاهه و اندامم ریزه نصف قیمت بقیه برام قرارداد میتین متادن. میخواستم بزنم زیر گریه - اما وقتی مبلغ قرارداد و گفتن و دیدیم برای هدف من کافیه قبول کردم . اما الان کنار این دخترای لخت و این مردان ترسناک پشیمون شده بودم . درسته ایتام دختر بودن - اما فکر نکنم اونام مثل من تا حالا هیچ پسری رو تیون شده باشد

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

  • ۱۴۲۵

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

 

همون طور که می دویدم به ساعت نگاه کردم !آخ خدا، برفتا رفتم، ساعت و من به تو چی بگم آقاجون آخه؟ الان اگه استاد مثل چی پرتت کنه بیرون من چیکار فقط سه روز از دانشگاه اومدنم گذشته، این دیر اومدنم یعنی از همین اول سال بی نظمی که از شم به شدت متنفرم به در کلاسم که رسیدم نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم قربان قلبم و آروم تر کنم در نیمه باز بود واسه همین به نگاه اجمالی به داخل کلاس انداختم اولین چیز به صندلی استاد نگاه کردم

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 109 به صورت پی دی اف

  • ۶۸۷

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 85 بصورت پی دی اف

 

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 105 بصورت پی دی اف

 

 

 

 

هنوزم بعد چند هفته که ازاون اتفاقات شوم گذشته بود وقتی یاد اون شب که‌ می افتادم تمام جونم میلرزید.
نگران بودم که کسی بفهمه شاهرخ و من کشتم این نگرانی شده بود کابوس زندگیم.

همون شب با بدبختی آیلا رو پیدا کرده بودیم اما کابوسش هر شب هنوزم با من بود.

دانلود رمان یگانه بصورت Pdf

  • ۱۱۶۸

دانلود رمان یگانه بصورت Pdf

دانلود رمان یگانه بصورت Pdf

 

کاش می شد به عقب برگشت و اشتباهات را جبران کرد
بنام خدایی که آموزنده اشتباهات ماست
اوا بول یکی از بهترین روزهای زندگیم بود. انگار به اتفاق خودت میخواست بیفته , صبح با لبخند بیدار شدم و بعد از وقت صبحانه ی کاملی که ماهانه مثل همیشه برای آماده کرده بود به سفث هاتین العروسه رفتم و با خنده به همه سلام داده و مدرسه با روحیه ای شاد برخلاف همیشه که دوستام منو به جمی دعوت میگرده ، هی ودمر بعمل رو به خنده انداختم. نمیدونم چرا ولی روز خوبی به نظر المهد و وقتی که من این چلسی رو داشته باشه یعنی اوبه رو به اتفاق خوب میوفته الدیر فرشته رو دیدم که با ابروهایی که از تعجب بالا رفته بود به سمتم میومد:به به یگانه خانوما نمردیم و خنده شما رو هم دیدیم مگه فکر کردی فقط خودت میخندی؟ فرشته خیر، اقدة بمحا بکنم از این فکرا کنم. سفری به نظرت امروز چه اتفاقی میوفته؟

دانلود رمان خان پارت هشتاد و چهار بصورت Pdf

  • ۱۳۵

دانلود رمان خان پارت هشتاد و چهار

دانلود رمان خان پارت هشتاد و چهار بصورت Pdf

 

ـــگلناز

با اندوه گفتم
گلناز: اینجانب نمیخوام مشکلی برات پیش بیاد کتی جان.. به پروردگار همینقدرم نمیخواستم بهت بگم.. شرایط کنونی اعصابم خورده نمیخواستم درگیرش بشی.. نمیخواستم مشکلی برات پیش بیاد شرایط فعلی دردسر شد این یارو ادم راز به صلاحی وجود ندارد خودمم موندم چیکار کنم اگه راه‌حل داشتم به تو نمیگفتم..

دانلود رمان هلما و استاد به تمام معنا پارت چهل و هشت

  • ۴۴۹

دانلود رمان هلما و استاد به تمام معنا پارت چهل و هشت

 

دانلود رمان هلما و استاد به تمام معنا پارت چهل و هشت

با ترس خودمو چسبوندم به صندلی و زل زدم به چشاش .
همون جوری با اخم داشت نگام میکرد .
جرعت نداشتم جیک بزنم .
محکم کوبید رو فرمون و با غیض گفت : گفتم مهرداد کیه ؟
-ب…ب…به خدا دوران دانشکده با هم بودیم . یعنی یه جورایی منو پونه و مهرداد رفیق بودیم ولی بعد از دانشکده دیگه حتی یه بار هم ندیدمش .
-گوشیتو بده من .
-چی ؟
محکم تر داد زد : گفتم گوشیتو بده من.
گوشیو از کیفم درآوردم و دادم دستش .
محکم از دستم کشید و زود رفت تو مخاطبام .
زیر و بم مخاطبا رو چک کرد . رو یکی از اسما وایساد .
نشون داد بهم و گفت : این کیه ؟

دانلود رمان بازی سایه ها بصورت pdf

  • ۳۸۱

دانلود رمان بازی سایه ها بصورت pdf

دانلود رمان بازی سایه ها بصورت pdf

 

قسمت ا به سختی ترافیک رو رد کردم و فرعی رو پیچیدم. با دیدن جای بارک، دقیقا رو به روی کافه، لبخندی زدم و ماشین رو به همون سمت هدایت کردم. بعد از پارک کردن، از ماشین پیاده شدم و لوازمم رو از توی صندوق برداشتم، چشمم به خلوتی کافه خورد، عجیب بود که این ساعت از روز، اینقدر خلوت باشه و بخواد مکس بپرونه. کیفم رو روی دوشم محکم کردم و وارد کافه شدم. صدای آویز بالای در، خبر از ورودم بود، اما کسی به استقبالم نیامد، در رو آروم بستم و محجبه سمت یکی از میزها رفتم و وسایلم رو روش قرار دادم. گوشیم رو از جیب مانتوم درآوردم و شماره علی رو گرفتم. نگاهی به اطراف کردم. هیچ چیز مشکوکی وجود نداشت. صدای ویبره گوشی لرز رو توی تنم نشوند. گوشی روی پیشخوان زنگ میخورد و فلش دوربین خاموش و روشن می شد. ترسیده تلفن رو قطع کردم و صداش زدم . -علی هیچ صدایی نمی اومد، نه صدای ظرفی، پایی، صحبتی امکان نداشت کسی بیاد تو کافه و علی برای استقبال از آشپزخانه بیرون نزنه .

 

 

 

دانلود رمان استاد دانشجو پارت 39

  • ۱۲۶

دانلود رمان استاد دانشجو پارت 39

 

در رو گشوده کردم فارغ از اینکه جوابشو بدم از اتاق خارج رفتم اینجانب حتی دیدن خانواده ام نرفته بودم زیرا هنوز نمیدونستم با خودم تعدادی چندم .

نمیدونستم چه کاری درسته چه کاری اشتباه.

نرفته بودم دیدن لاله زیرا میدونستم لاله امیرو دوستداره و براش اینکه اینجانب حال حاضر زن امیرم خیلی سخته..

امیر با تمام معاش بازی کرده بود.

دانلود رمان عشق صوری پارت 31

  • ۱۰۳۹

دانلود رمان عشق صوری پارت 31

در این مطلب برای شما دانلود رمان عشق صوری پارت 31 آماده کردیم دوستان نظرات خود را برای ما کامنت کنید.

دانلود رمان شرمنده نباش دختر به صورت Pdf

  • ۲۰۷

دانلود رمان شرمنده نباش دختر به صورت Pdf

 

وقتی دیو تماس گرفت، آهسته گفتم: «من وارد لیست شدم.»
شروع کرد به جیغ کشیدن و فریاد زدن. من مثل یک بچه گریه می کردم. آن شب هر دو باهم جشن گرفتیم. ده سال پیش یک نفر یک بطری نوشیدنی گران قیمت به ما هدیه داده بود. بطری آنقدر شگفت انگیز و مجلل بود که تصمیم گرفته بودیم آن را برای اتفاقی خیلی خاص نگه داریم. آن شب فکر کردم من به بزرگترین رویایم رسیده ام، بنابراین آن بطری را که رویش نوشته بودم