اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان گندم به قلم مرتضی مودب پور به صورت pdf

  • ۴۸

دانلود رمان گندم به قلم مرتضی مودب پور به صورت pdf

دانلود رمان گندم به قلم مرتضی مودب پور به صورت pdf

 

خلاصه رمان :

به نام آفریدگاریتا
اواخر فروردین بود، به روز جعاله، تواتاقم که پنجره ش به باغ وامی شد، روتختم دراز کشیده بودم و داشتم فکر می کردم. صدای جیک
جیک گنجیشکا از خواب بیدارم کرده بود. هفت هشت تا گنجیشک روشاخه ها با هم دعواشون شده بود وجیک جیگشون شوایوداروشا
خه ها این ور اون ور می پریدن ویاهم دعوا می کردند. منم دراز کشیده بودم و بهشون نگاه می کردم

دانلود رمان زن خطرناک به قلم نجمه کامل

  • ۸۲

دانلود رمان زن خطرناک به قلم نجمه کامل

دانلود رمان سراب را گفت به قلم مریم عباسقلی

 

مقدمه: کمی آن طرف تر شیطان ایستاده بود تا روح پاک و بی گناه زن را آلوده به خود کند؛ روح زن در تیرگی حل شد و تبدیل به چیز عجیبی شد. یک زن... نه؛ یک زن خطرناک!

 

دانلود رمان آدم دزدی به بهانه عشق به صورت pdf

  • ۹۶۶

دانلود رمان آدم دزدی به بهانه عشق به صورت pdf

دانلود رمان آدم دزدی به بهانه عشق به صورت pdf

 

خسته ام !!! |

خسته خسته خسته !

تاب ماندن ندارم

نای رفتن ندارم

پای دویدن ندارم

قدرت ایستادن ندارم

دانلود رمان وسوسه های شورانگیز به صورت pdf

  • ۲۱۵۴

دانلود رمان وسوسه های شورانگیز به صورت pdf

دانلود رمان وسوسه های شورانگیز به صورت pdf

 

بسم النور عقب عقب رفتم به اولین مبلی که رسیدم خودمو رها کردم روش با حرص گفتم - مرتیکه متتالی رو نگاه مردم مگه قر میده؟ به منصور نگاه کردم، کنارم دست به سینه نشسته بود و با هیچ کس قدر اون راحت نیستم، دوست باباست بیشتر اوقات میگم عمو منصور» اما یه وقتایی که خیلی از دست مامان اینا حرصم می گیره وسطاش دیگه عمورو وامیدم میشه متصور.. انگار نه انگار هفده سال از من بزرگتره: بهش نگاه کردم، اون چشمای آبی مهربونش و موها و ریشای مرتبش با هم هماهنگی ایجاد می کرد که به من حس اعتماد و امنیت میداد؛ همیشه به لبخند رو لبش بود که خیلی از اون خنده خوشم میومد، انگار خیالش بابت زندگی راحتها | به کسری اشاره کردم و گفتم: ترو خدا عمو منصور نگاه کن، مرتیکه بی جربزه رو داره پا به پای دخترا قر میده منصور با همون لبخندی که از خنده رو لبش بود، همون مدلی باز حرف زد که انگار موقع حرف زدن گمی لیشو جلو میده که برعکس جذابش میکنه! و گفت: - خب تو هم برو برقص - یا ایتا؟ «پوزخندی زدم و گفتم» مرتیکه دوست دخترای سابقشم دعوت کرده. منصور با همان لبخند مطمئن رو لبش گفت: ازش بدت میاد.

دانلود رمان پشت ابرهای سیاه به صورت pdf

  • ۱۰۷

دانلود رمان پشت ابرهای سیاه به صورت pdf

دانلود رمان پشت ابرهای سیاه به صورت pdf

 

پشت ابرهای سیاه

باسمه تعالی

شادمة: این دلتنگی اتے پانی بست اشتباه بود اون دسته از همه خستگی های زندگی ام جاتی

در پشت ابرهای سیاهی که به این ایستن اتلس چه خشمی زاده خواهد شد؟ خشمی که فرزند خواننده ای است از دلتنگی های دیرینه ام ... شاید هم ... بارانی از جنس آرامش در اعماق وجود ابرها تنته باشد

دانلود رمان دلدادگی شیطان پارت 27 به صورت pdf

  • ۳۹۸

دانلود رمان دلدادگی شیطان به صورت pdf

دانلود رمان دلدادگی شیطان به صورت pdf

 

نگاهِ رُهام روی دیوار خط خطی شده می ماسد. رنگهای آبی و کمرنگ تر و رو به سفیدی و..چقدر سرگردان و کلافه است و چقدر ادامه ی بازی سخت تر است و..چقدر سختیِ این بازی او را بیشتر تحریک میکند برای ادامه!

رُز با سینیِ چای برمیگردد. سینی را روی به او میگیرد و میگوید:

-بفرمایید..

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم به صورت pdf

  • ۴۵۹۶

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم به صورت pdf

دانلود رمان دانشجوی شیطون بلا فصل دوم به صورت pdf

 

بستم ، خواستم برم بشینم که با صدای تمسخر آمیز کسی سرجام خشکم زد ولی سعی کردم بروز ندم که استرس دارم

احیانا چیزی یادتون نرفته لیدی؟

دانلود رمان بسیار زیبای اسطوره بصورت پی دی اف و اندروید

  • ۱۷۶

دانلود رمان بسیار زیبای اسطوره بصورت پی دی اف و اندروید

دانلود رمان بسیار زیبای اسطوره بصورت پی دی اف و اندروید

دانلود رمان سنگ قلب مغرور به صورت Pdf

  • ۹۲

دانلود رمان سنگ قلب مغرور به صورت Pdf

 

دانلود رمان سنگ قلب مغرور به صورت Pdf

خیلی وقته یاد گرفتم بخندم. اگر تمام دنیا بدبختیهاشو بهم هدیه بده بازم میخندم. گریه هامو بغض هامو هق مقام رو فقط باید بالشت روتخت خوابم ببینه. فقط بالشت تخت خوابم رفیق غم و ناراحتی هامه....... تنها شاهد اشکهای من این اتاقه که تنهای من سهمشه

دانلود رمان دختر هوس باز به صورت pdf

  • ۲۱۹۱

دانلود رمان دختر هوس باز به صورت pdf

دانلود رمان دختر هوس باز به صورت pdf

پارت 1 «گلناز» گوشه ی اتاق کز کرده بودم .مامان، مدام اشک می ریخت و توی سرش می زد این دیگه چه مصیبتی بود؟ خانواده ی کوچیک ما چطور می تونست این بدبختی بزرگ رو تحمل کنه؟

گلنار، رو بهم کرد و همونطور که جونه اش از بغض می لرزید گفت آبجی جان، حالا چی میشه؟