خوش آمديد

اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان عمارتی برای عاشقی به صورت pdf

  • ۳۷

دانلود رمان عمارتی برای عاشقی به صورت pdf

دانلود رمان عمارتی برای عاشقی به صورت pdf

عمارتی برای عاتقی آقا معلم چقای

نگاهی به نامزدم انداخته. سرشو پایین انداخته بود و داشت درسشو مینوت یقیه بچه هام مشغول نوشتن مشقشون بودن

! آب دهنمو پر صدا

همه ش ۱۳ساله ش بود و دل من بی طاقت واسه اقدامش قورت دادم حسای مردونه م داشت فعال میشد

پاهاشو از هم وا کرده بود و من میتونستم خط بهشتیشو ببینم! بی طاقت بلند شدم و به طرفش رفتم و کنارت رو نیمکت نشستم

نگاهم کرد

دانلود رمان ارباب سنگی به صورت pdf

  • ۳۳

دانلود رمان ارباب سنگی به صورت pdf

دانلود رمان ارباب سنگی به صورت pdf

 

ارباب خواهش میکنم توروخدا، غزل غلط کردم دیگه نمیام سمت استون ارباب

سیلی محکمی زد روی به استمو عوید

دهنتو ببند به همه قانون تذکر داده بودم که نباید به اسب من نزدیک بشید

دانلود رمان خانزاده دلربا به صورت pdf

  • ۱۸

دانلود رمان خانزاده دلربا به صورت pdf

دانلود رمان خانزاده دلربا به صورت pdf

 

 

ومن خلاراده دلربا

دستامو از سقف بسته و متل با شی بی ارزش ارزیابی میکنه به شلاق تو دستشه که مدام باهاش بهم ضربه میزنه: -حقیری کثیفی! دختره دانی!

با نفرت نگاش میکنم که سرشو میاره جلو چشمای سرد و مغرور شو با وقیحانه میخ نگاهم میکنه :

- بهت اجازه دادم نگاهم کنی؟

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

  • ۳۴

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

 

همون طور که می دویدم به ساعت نگاه کردم !آخ خدا، برفتا رفتم، ساعت و من به تو چی بگم آقاجون آخه؟ الان اگه استاد مثل چی پرتت کنه بیرون من چیکار فقط سه روز از دانشگاه اومدنم گذشته، این دیر اومدنم یعنی از همین اول سال بی نظمی که از شم به شدت متنفرم به در کلاسم که رسیدم نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم قربان قلبم و آروم تر کنم در نیمه باز بود واسه همین به نگاه اجمالی به داخل کلاس انداختم اولین چیز به صندلی استاد نگاه کردم

دانلود رمان مقبره لیا با لینک مستقیم

  • ۱۲۱

دانلود رمان مقبره لیا با لینک مستقیم

دانلود رمان مقبره لیا با لینک مستقیم

 

از زبان لیا : نفس عمیق کشیدم و در کلاس رو زدم . کسی از پشت در گفت بفرمایید . همیشه متنفر بودم از مرکز توجه بودن . اما وقتی وسط ترم دانشگاه رو عوض میکنی ... تو هر کلاسی مرکز توجه میشی ...

دانلود مستقیم رمان دختر یخی پسر آتش

  • ۵۶

می خوام از جنس یخ باشه میخوام از سنگ باشید میخوام سنگدل بشم و همه رو مثل چندسال پیش که من رو خورد کردن خورد کنم میخوام از پسرا انتقام بگیرم. میخوام نشون بدم که من این دختر ضعیف و از دنیا ہی خیر 10 سال پیش نیستم. میخوام مثل همیشه پر جذبه باشم و عسل آتیش سوزن میخوام زندگیم رو به امید رسیدن به آرزوهام ادامه بدم و با مشکلات بجنگی میخوام به امید رسیدن به عشقم زندگیم رو فدا کنم میخوام به عشقم نشون بدم

دانلود رمان عروس شیطان به صورت pdf

  • ۲۹

دانلود رمان  عروس شیطان  به صورت pdf

خلاصه: در میان جمعیت شیاطین و انسان های انسان نما، من آن ادعی بودم که اسیر شیطان و شیطان زادهها شدم. مرا به انتخاب خودم نیاوردند، مرا برای هیچ به این جا اوردند و می خواهند از فرزند من و شیطان، فرمانروای جهان را آموزش دهند، اما نمی دانند

 

دانلود رمان نیما به صورت pdf

  • ۱۴

دانلود رمان نیما به صورت pdf

خلاصه ی رمان : داستان درباره ی دختری به اسم نیما که دنبال کار میگرده ولی کاری که مطابق میلش باشه رو پیدا نمیکنه تا اینکه چشمش به یک آگهی استخدام پرستار میخوره اما...

صفحات روزنامه را ورق زدم دیگه داشت حالم بهم میخورد .همش منشی زن ..تمام وقت و و

اخه چرا به کار به درد بخور واسه ما دخترای بدبخت پیدا نمیشه ...Ill ه ه

دانلود رمان ماهی زلال پرست به صورت pdf

  • ۵۹۵

ماهی زلال پرست آزیتا خیری

بسم الله الرحمن الرحیم

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست کمال دار برای من کمال پرست هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

 

دانلود رمان دختر شیطون بلا پارت 39 به صورت pdf

  • ۳۶

دانلود رمان دختر شیطون بلا پارت 39 به صورت pdf  

مه گل حقیقتا تو خماری مونده بودم پس گفتم میخوای بگی بگو اگه ک خیر تلفن همراه رو انقطاع کنم ای کوفت انقطاع مکن حال حاضر بهت میگم وایستا ی لحظه
چقد عجولی تو پس زودتر بنال ک خیلی خسته م و خوابم میاد پسره ک تعدادی ساعت پیش بهت گفتم مه گل:خب بگو ابتین بهم زنگ زد
و بیان کرد شماره ت توی گوشیم بود