خوش آمديد

اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

  • ۳۵

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

دانلود رمان معشوقه فراری استاد به صورت pdf

 

همون طور که می دویدم به ساعت نگاه کردم !آخ خدا، برفتا رفتم، ساعت و من به تو چی بگم آقاجون آخه؟ الان اگه استاد مثل چی پرتت کنه بیرون من چیکار فقط سه روز از دانشگاه اومدنم گذشته، این دیر اومدنم یعنی از همین اول سال بی نظمی که از شم به شدت متنفرم به در کلاسم که رسیدم نفس عمیقی کشیدم و سعی کردم قربان قلبم و آروم تر کنم در نیمه باز بود واسه همین به نگاه اجمالی به داخل کلاس انداختم اولین چیز به صندلی استاد نگاه کردم

دانلود رمان عروس شیطان به صورت pdf

  • ۲۹

دانلود رمان  عروس شیطان  به صورت pdf

خلاصه: در میان جمعیت شیاطین و انسان های انسان نما، من آن ادعی بودم که اسیر شیطان و شیطان زادهها شدم. مرا به انتخاب خودم نیاوردند، مرا برای هیچ به این جا اوردند و می خواهند از فرزند من و شیطان، فرمانروای جهان را آموزش دهند، اما نمی دانند

 

دانلود رمان ماهی زلال پرست به صورت pdf

  • ۵۹۵

ماهی زلال پرست آزیتا خیری

بسم الله الرحمن الرحیم

در این زمانه ی بی های و هوی لال پرست خوشا به حال کلاغان قیل وقال پرست چگونه شرح دهم لحظه لحظه ی خود را برای این همه ناباور خیال پرست به شب نشینی خرچنگ های مردابی چگونه رقص کند ماهی زلال پرست رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند به پای هرزه علف های باغ کال پرست رسیده ام به کمالی که جز اناالحق نیست کمال دار برای من کمال پرست هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاریست به تنگ چشمی نامردم زوال پرست

 

دانلود رمان دلبر استاد پارت 62 به صورت Pdf

  • ۷۴

دانلود رمان دلبر استاد پارت 62 به صورت Pdf

بد شدن حالش بعداز شنیدن حرفام سبب شد تا مجدد خودم و لعنت کنم اینجانب در حق دلبر چه بدی ها که نکرده بودم!
کنار تختش روی صندلی نشسته بودم و اون هنوز خیر چشماش و گشوده کرده بود و خیر سرمش تموم گردیده بود که پزشک معالج واسه توشه دوم اومد تو اتاق و با لبخند نگاهم کرد

دانلود رمان عاشقانه تقدیر خورشید به صورت Pdf

  • ۴۰

دانلود رمان عاشقانه تقدیر خورشید به صورت Pdf

داستان درباره ی دختری است به نام خورشید که دست تقدیر از را گریبان گیر مشکلات می سازد و در حالیکه در یک قدمی ازدواج با پوریا است. از هویت اصلی خود آگاه می شود. | خورشید پرستار در کودک است و به واسطه ی شغلی که دارد با فردی به نام سیروان آشنا می شود... روزگار سیروان و پوریا را در مقابل یکدیگر قرار می دهد. این در حالی است که پدر خورشید در جهت حفظ منافع شرکت از ازدواج او با فرد مورد نظرش می گوید.

دانلود رمان تیمارستانی ها به قلم مرجان فریدی

  • ۵۶

دانلود رمان تیمارستانی ها به قلم مرجان فریدی

دانلود رمان تیمارستانی ها به قلم مرجان فریدی

 

 

من دیوونه ام

یک دختر دیوونه

تیمارستانی ها شایدم نباشم.

گاهی ادما خودشونو میزنن یه دیوونگی

زندگی من پوچ و خالی از گرما بود. اما منم که سرنوشت خودمو میسازم من نمی خوام یه دختر خوب و موفق باشم. نمی خوام یه دختر سریه راه و با حجب و حیا باشم. من میخوام فرق داشته باشم.

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 105 به صورت پی دی اف

  • ۲۳۱

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 85 بصورت پی دی اف

 

دانلود رمان استاد خلافکار پارت 105 بصورت پی دی اف

 

 

 

 

هنوزم بعد چند هفته که ازاون اتفاقات شوم گذشته بود وقتی یاد اون شب که‌ می افتادم تمام جونم میلرزید.
نگران بودم که کسی بفهمه شاهرخ و من کشتم این نگرانی شده بود کابوس زندگیم.

همون شب با بدبختی آیلا رو پیدا کرده بودیم اما کابوسش هر شب هنوزم با من بود.

دانلود رمان عبور از سیم خاردار نفس لیلا فتحی پور

  • ۳۳۰

دانلود رمان عبور از سیم خاردار نفس لیلا فتحی پور

دانلود رمان عبور از سیم خاردار نفس لیلا فتحی پور

 

به قلم: لیلا فتحی پور

رمان عبور از سیم خاردار تقتل

جلو در دانشگاه با دوست هایم در حال حرف زدن بودیم که بان جزوه ام افتادم رو به سارا گفتم:

دانلود رمان من خواهرت نیستم pdf

  • ۱۱۵

دانلود رمان من خواهرت نیستم pdf

دانلود رمان من خواهرت نیستم pdf

 

همه جا سیاه بود و پلی هام سنگین، با وحشت سعی کردم چشمام رو باز کنم اما نمی تونستم، صدای قهقه های وحشتناکی تو گوشم پیچید که با وحشت خودم رو تکون دادم. جیغ گوش خراشی کشیدم و دست و پاهام رو تکون دادم اما به جز سوزش و پیچیدن درد، ذره ای تکون نخوردم. با حرکت دست های زمختی روی شکم و برجستگی های بدنم جیغ بلندی زدم و با وحشت از خواب پریدم،

دانلود رمان استاد خاص من بصورت pdf

  • ۵۵

دانلود رمان استاد خاص من بصورت pdf

دانلود رمان استاد خاص من بصورت pdf

 

 

پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه یا راست کردم و خواستم از ماشین پیاده شم بازم دیر هم نشده بود اصلا مگه ممکن بود به روز من کلاس داشته باشم و به موقع برسم؟ استغفرالله --غرق علمین افکارم بودم که پای راستم پیچ خورد و صدای خرد شدلش رو به وضوح شنیدم لعنتی الگان از وسط به دو تا قسمت تقسیم شد امر به بالا و مچ به پایین با اینکه درد بدی توی یام پیچیده بود اما با این حال من دیوونه تر از اونی بودم که بخوام به خاطر پیچ خوردن پام غصه آمیخته با خم به ابرو در بیاریم !.. یس طوری که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده شروع کردم به راه رفتن و البته رسیدن به کلاس کلامی که خیالم از استادش رأفته بود به استناد پیر غر غرو که هرچند غر میزد اما در نهایت می گفت خالم بین القوات بالا شرت تشریف آورد و بعد هم اشاره میکرد که بشینم هر چند که با همین غرغراش همه ی بچه هارو به ده می انداخت، اما خودش کوچکترین لبخندی می زند و فقط از بالای خیالت ته استکانی نگاهم میکرد