اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

مقاله و تحقیق درباره حجاب اسلامی

  • ۶۶

خلاصه

یک کدام از نیازهای واقعی در قضیه‌های تربیتی، فقاهتی، اخلاقی و فرهنگی، مسئلة عفاف میباشد. هرچه الگوهای عفاف مراتب برتر و بالاتری داشته باشند، تأثیر بیشتری بر معنویّت و دینداری شخص و جامعه خواهند گذاشت و هرچه عفاف شخصی و اجتماعی، متعالی باشد، تقدّس و حرمت اخلاقی و رویش و والا جامعة اسلامی بیش تر خواهد بود. عفاف اثر ها تربیتی در دو زمینة شخصی و اجتماعی داراست که مهمترین اثرها عفاف و حجاب در بُعد شخصی، فردیّت، سالم جسمانی، استحکام خانواده، ادب و امنیّت و در بُعد اجتماعی، مسئولیّت اجتماعی، آزادی زن، تندرست اخلاقی جامعه و نگهداری نیروی عمل اقتصادی و محافظت استقلال فرهنگی میباشد. این نوشته‌ی علمی به بازنگری معنا عفاف و حجاب و اثرها تربیتی آن میپردازد. این باز بینی از دسته توصیفی‌ـ تحلیلی میباشد. طرز جمع آوری اطّلاعات کتابخانه‌ای و نحوه تجزیه و بررسی اطّلاعات آنالیز محتواست.

عفاف و حجاب به معنای پوشاندن تن زن در قبال نامحرم، از احکام ضروری آیین اسلام میباشد. در ادیان الهی دیگر، از پاراگراف آئین زرتشت، یهود و مسیحیّت نیز این حُمعدود با تفاوت‌هایی موجود هست. یکی نیازهای حقیقی وواقعی و مسلّم در مسئله‌های تربیتی، فقهی، اخلاقی و فرهنگی، مسئلة عفاف و حجاب و حجاب میباشد. هرچه الگوهای عفاف مراتب برتر و بالاتری داشته باشند، تأثیر بیشتری بر معنویّت و دینداری شخص و جامعه خواهند گذاشت و هرچه عفاف شخصی و اجتماعی، متعالی باشد، نورانیّت، تقدّس، حرمت اخلاقی و پرورش و گران قدر جامعة اسلامی بیش تر خواهد بود و هرچه فضای خالی در این باره محسوس‌خیس باشد، ایرادات و جراحت‌های تندرست، رویش و امنیّت شخصی و اجتماعی فزون‌خیس میباشد. هرچند مسئلة عفاف و حجاب و عفاف و حجاب به‌ظواهر یک مسئلة کُهن و تکراری میباشد، البته بعد ها نوینی داراست که با هر واژه و هر سخنی می‌قدرت بعضا از این زوایا را استخراج کرد. یکی طرق توسعه و توسعة عفاف و عفاف و حجاب این میباشد که دربارة معنی عفاف و حجاب و اثرها تربیتی آن در اسلام بپردازیم. به این ترتیب، ضرورت باز‌بینی مضمون‌ عفاف در متن‌ها اسلامی، منزلت اثر ها و جلوه‌های تربیتی آن تحت عنوان یک مسئلة پژوهشی مطرح گردیده که از روش این تحقیق به پرسش‌های اساسی ذیل جواب داده خواهد شد: 1ـ عفاف و حجاب در متن ها اسلامی چه مفهومی دارااست؟ 2ـ اثر ها و جلوه‌های تربیتی عفاف و حجاب در دو سطح شخصی و اجتماعی چه می‌باشد؟

1ـ شیوة پژوهش

با توجّه به ماهیّت و کیفیّت این پژوهش، شیوة پژوهش، از گونه بررسی اسنادی میباشد و با توجّه به مسئله این پژوهش که به بازنگری مضمون‌ عفاف و حجاب در متن ها اسلامی، رده اثرها و جلوه‌های تربیتی آن می پردازد، این پژوهش از جملة پژوهش‌های بنیادی قرار میگیرد و ابزار پژوهش نیز دربرگیرنده فرم‌های فیش‌برداری میباشد و داده‌ها نیز با به کارگیری از طریق‌های آنالیز کیفی، توده‌آوری، طبقه‌بندی و محاسبه شده‌است.

2ـ پیشینة پژوهش

پژوهش‌هایی که دربارة عفاف و حجاب انجام یافته، بسیار زیاد میباشد، البته به جهت بُعد تبینی که‌این قضیه دارااست، با هر واژه و کلمه و هر سخنی می‌قدرت بعضا از زوایای جدیدی از آن را استخراج کرد که از گزاره می‌اقتدار به موردها تحت اشاره کرد: محمّدی شناخت (1373) در کتابی با تیتر عفاف و حجاب در ادیان الهی به بازبینی عفاف پرداخته میباشد. وی ضمن مرور بر مسئلة عفاف و حجاب در ادیان گوناگون از پیشین‌های به دور تا امروز، بر فطری بودن عفاف و حجاب تأکید و در انتها، علل انحراف شرایع از عفاف و حجاب را مطرح ساخته میباشد و به اثر ها بدحجابی در جامعه پرداخته میباشد. عسکری (1384) در نوشته‌ی علمی‌ای با تیتر «عفاف و حجاب در ادیان الهی»، به بازبینی عفاف و حدود آن در ادیان متفاوت پرداخته میباشد. وی در آغاز به فطری بودن پوشش اشاره نموده، آن‌گاه عفاف را غیروابسته در هرکدام از ادیان باز‌بینی نموده است. وی به وجود عفاف در همة ادیان اذعان دارااست. فیّاض (1386) در نوشته‌علمی‌ای با تیتر «عفاف، ریشه در مورخ دیرین کشور ایران دارااست»، به باز‌نگری عفاف و حجاب پرداخته میباشد و بعداز اینکه دربارة پوشش از قبلی‌های بدور واکاوی مینماید، این سیرتکامل سود می گیرد که عفاف و حجاب ریشه در فطرت بشر دارااست و ادیان فقط مُهر تأیید بر آن زده‌اند. قانع (1372) در نوشته‌ی‌علمی‌ای با تیتر «عفاف و پوشش در مورخ معنویّت انسان پیشین از اسلام»، به مشاجره تاریخی دربارة پوشش پرداخته میباشد و با مطالعه دربارة بشر‌های ویّلیّه و با به کارگیری از اثر ها به‌جا باقیمانده از آن ها نشان داده میباشد که در حین مورخ، زنان پوشش بیشتری نسبت به مردان داشته‌اند. آن‌گاه وی به باز‌نگری عفاف و حجاب در ادیان میپردازد و بیان می دارد که عفاف جنبة فطری داشته میباشد و انبیاء با احوال عفاف و حجاب، به ندای فطرت بانوان جواب گفته‌اند و سلاح دفاعی آن‌ها‌را تقویت نموده‌اند. خرقانی (1384) در نوشته ی علمی‌ای با تیتر «تاریخچة عفاف و پوشش در ادیان متعدد»، به بازنگری ریشه و مرجع عفاف و تاریخچة آن از انسان تا خاتم و یا این که حتّی فی مابین ادیان غیرتوحیدی و از جامعه ها بدوی تا دولت ها متمدّن میپردازد. وی اعتقاد دارد که عفاف و حجاب مدام وجود داشته میباشد و گاه به طور فرمان شرعی، و گاه تحت عنوان جزئی از تمدن رعایت می‌شده‌است. مدرس مطهّری (1353) در کتاب مسئلة عفاف به باز بینی عفاف و حجاب و جواب به تردید ها مو جود دربارة آن پرداخته میباشد. وی ضمن تأکید بر فطری بودن عفاف، آن را درایت زن برای ارزشمندی خویش میداند. حسینی‌رویکرد (1371) در آخر‌نامة خویش با تیتر «عفاف و حجاب از نگرش اسلام و دیگر ادیان الهی»، نخست به فرهنگ وتمدن خرقه و سپس به فلسفة پوشش در اسلام، فطری بودن پوشش، فایده ها عفاف و حجاب برای صیانت خانواده، بهداشت کم عقل و محافظت فردیّت زن میپردازد و در‌پی، عفاف و حجاب از منظر قرآن و احادیث و فتاوی بازبینی میکند و در انتها نیز به اهمیّت عفاف دربین ادیان دیگر میپردازد. شفیعی مازندرانی (1390) در مقالة خویش با تیتر «چیستی عفاف اسلامی؛ معناشناسی عفاف و حجاب از منظر آیه ها عفاف و حجاب» ضمن باز‌نگری واژة عفاف، ثابت مینماید که عفاف و حجاب انواعی دارااست و در هرمورد آن، چیستی یگانهّی از عفاف و حجاب را می‌اقتدار از نگرش اسلام مشاهده نمود و درین نوشته‌ی علمی ثابت می شود که عفاف، یک اصل سوابق‌دار فی مابین اشخاص انسان میباشد. همینطور، عفاف و حجاب در راستای تقویت، عفّت و کمال بشر‌ها گزینه توجّه اسلام بوده میباشد و از بروز اکثری از ناهنجاری‌ها و خرابی اخلاقی پیشگیری می کند.

3ـ معنا لغوی عفاف و حجاب

به گفتة اهل لغت، این کلمه به طور متعدّی و به معنای در پرده قرار دادن به فعالیت می‌رود. ابن‌دُرَید می گوید: «حَجَبتُ الشَّیءَ... إِذَا سَتَرتُهُ، وَالحِجَابُ السِّخیسُ... إِحتَجَبَت الشَّمسُ فِی السَّحَابِ إِذَا تَستَتَرت فِیهِ: عفاف و حجاب، پوششی میباشد که روی شیء را فرامی‌گیرد و عفاف یعنی پرده... . وقتی که خورشید در ابر فرو می‌رود، عرب می گوید: إِحتَجَبَت الشَّمسُ فِی السَّحَابِ» (ابن‌دُرَید، 1987م.: پایین واژة حیا). فیّومی این واژه و کلمه را چنین توضیح میدهد: «حجب و حیا فعلی متعدّی میباشد و به معنای سد راه شدن به عمل می‌رود. به پرده، عفاف می گویند؛ چون بازدارنده از دیدن میباشد و به پاسبان، حاجب گفته میشود؛ چون او بازدارنده از ورود اشخاص میباشد. این کلمه و واژه اصولا بر سختی ها جسمانی اطلاق می گردد، البته بعضی مواقع، به مانع ها معنوی نیز عفاف گفته می‌گردد» (فیّومی، بی‌تا: واژة حیا).

از گفتار اهل لغت می‌قدرت فیض گرفت که در گویش عرب، عفاف به پوششی گفته می‌گردد که بازدارنده از دیدن شیئی پوشیده می گردد. معلم مطهّری نتیجة پژوهش ها لغوی خویش را دربارة این کلمه چنین بیان می نماید که کلمة عفاف هم در معنای پوشیدن میباشد و هم در معنای پرده و حاجب، بیشترین به کارگیری آن در معنای پرده میباشد. این کلمه و واژه از آن روی معنا پوشش میدهد که پرده وسیلة پوشش میباشد و شاید بتوان اذعان کرد که به حسب اصل لغت، هر پوشش عفاف وجود ندارد و آن پوششی عفاف و حجاب نامیده میگردد که از روش پشت پرده واقع شدن رخ گیرد (ر.ک؛ مطهّری،1367: 386ـ 391)

این واژه و کلمه در قرآن و حدیث نیز با عنایت به همین معنای لغوی به فعالیت رفته میباشد و معنای یگانهّی پیدا نکرده میباشد. شهید مطهّری میفرماید در قرآن کریم ومهربان، غروب خورشید را در قصه سلیمان این سیرتکامل تعریف مینماید: Pحَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِO‌‌‌‌‌؛ یعنی تا آن زمانی که خورشید در پشت پرده محو شد. تعبیروتفسیر عفاف با همین مضمون‌ در آیة 51 سورة شوری و نیز در آیة 53 سورة احزاب به فعالیت برده شده‌است. در دستوری که امیرالمؤمنین علی(ع) به صاحب اشتر نوشته میباشد، می فرماید: «فَلا‌به‌لاَ تَطُولَنَّ احتِجَابُکَ عَن رَعِیَّتِکَ» یعنی در بین مردم باش، کمتر خویش را در اندرون منزل از مردم نهفته کن. حاجب و نگهبان تورا از مردم مستقل نکند، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار آبادی» (نهج‌البلاغه/ ن 53).‍‍‍‍‍‍

4ـ مضمون‌ اصطلاحی عفاف و حجاب

عفاف در علومی زیرا عرفان، طب و دیگر علم ها، تعریف و تمجید یگانهّ خویش را داراست. در فقه، این کلمه به معنی لغوی خویش که به عبارتی پردة حائل دربین دو چیز باشد، به فعالیت رفته میباشد و معنای جدیدی برای آن تولید نشده میباشد. در زمانه متأخّر، این کلمه معنای اصطلاحی یگانهّی پیدا نموده است و به پوشش یگانهّ زنان اطلاق شده میباشد. شهید مطهّری در این زمینه می فرماید: به کار گیری کلمة عفاف دربارة پوشش زن، اصطلاح نسبتاً جدیدی میباشد. در قدیم و مخصوصاً در اصطلاح فقها، کلمة «ستر» که در معنای پوشش میباشد، به عمل می‌رفته میباشد.

فقها چه در کتاب الصّلوة و چه در کتاب النّکاح که متعرّض این مقاله گردیده‌اند، کلمة سِخیس را به عمل برده‌اند، خیر کلمة عفاف را. بهتر این بود که‌این واژه و کلمه عوض نمی شد و ما مدام به عبارتی کلمة پوشش را به عمل می‌بردیم؛ چون چنان‌که گفتیم، مفهوم شایع لغت عفاف، پرده میباشد و در شرایطی‌که در امر پوشش به عمل برده میگردد، به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن میباشد و همین دستور موجب گردیده که عدّة متعددی گمان نمایند که اسلام مراد میباشد زن مدام پشت پرده و در منزل محبوس باشد و خارج نرود. پوشش زن در اسلام این میباشد که زن در معاشرت خویش با مردان، تن خویش را بپوشاند و به جلوه‌گری و خود نمایی نپردازد. آیه‌ها مربوط نیز همین معنا را ذکر می کند و فتوای فقها هم مؤیّد همین مقاله میباشد. در نشانه‌ها مربوط، لغت عفاف به فعالیت نرفته میباشد. آیاتی که در این مورد می باشد، چه در سورة مبارکة فروغ و روشنایی، چه در سورة مبارکة احزاب، حدود پوشش و تماس‌های زن و مرد را ذکر نموده است، بی‌آنکه کلمة عفاف و حجاب را به عمل برده باشد. آیه‌ای که در آن کلمة عفاف و حجاب به عمل رفته میباشد، مرتبط با زنان پیغمبر اسلام میباشد.

معنای اصطلاحی تازه این واژه و کلمه، عبارت میباشد از پوششی میباشد که زن در قبال نامحرمان می بایست به کار گیری نماید و از جلوه‌گری و عرض اندام بپرهیزد. در‌این نوشتار نیز همین معنای اصطلاحی متبوع میباشد، خیر پرده‌نشینی زنان. تردیدی وجود ندارد که عفاف در‌این اندازه، یکی احکام مشترک ادیان ابراهیمی و از احکام ضروری اسلام بوده میباشد و همة طوایف اسلامی بر آن اتّفاق لحاظ دارا‌هستند (ر.ک؛ علیمردی، 1389: 119).

5ـ رده عفاف در قرآن

مسئلة عفاف و حجاب در دو سوره از سوره‌های قرآن مطرح شده‌است. در آغاز این نکته به اجمال در آیة 59 سورة احزاب مطرح شده‌است و سپس با تفصیل بیشتری در سورة فروغ آمده میباشد:

Pوَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا به لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلا به لاَّ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُاینترنتِهِنَّ وَلا‌به‌لاَ یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلابه لاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُاینترنتُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ: و به زنان با خدا بگو چشمهاى خویش را (از دید هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خود را نگهداری نمایند و زینت خویش را ـ جز آن مقدار که نمایان میباشد ـ آشکار ننمایند و (حریم) روسرى‏هاى خویش را بر سینة خویش افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خویش را آشکار نسازند، مگر براى شوهرانشان، یا این که پدرانشان، یا این که بابا شوهرانشان، یا این که پسرانشان، یا این که پسران همسرانشان، یا این که برادرانشان، یا این که پسران برادرانشان، یا این که پسران خواهرانشان، یا این که زنان هم‏کیششان، یا این که بردگانشان [= کنیزانشان‏]، یا این که اشخاص سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا این که کودکانى که از کارها جنسى مرتبط با زنان باخبر نیستند؛ و هنگام خط مش رفتن، پاهاى خویش را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان می داند شود (و صداى خلخال که بر پا دارا‌هستند، به گوش برسد)؛ و همگى به سوى آفریدگار بازگردید اى مؤمنان تا رستگار شویدO.

Pوَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ: و زنان از کارافتاده‏اى که آرزو به وصلت ندارند، گناهى بر آن ها وجود ندارد که جامه‌هاى (رویین) خویش را بر زمین بگذارند، به‌ شرط اینکه در قبال مردم، خودآرایى نکنند و در صورتی خویش را بپوشانند، براى آن‌ها بهتر میباشد؛ و پروردگار شنوا و داناستO.

در شأن نزول آیة 30 سورة روشنایی، Pقُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ...O، کلینی به مدرک خود از سعد اسکاف نقل میکند که امام باقر(ع) می فرماید:

«جوانی از جماعت انصار در شهر مدینه با زنی روبه‌رو شد. در آن دوره زنان پوشش سَرِ خویش را پشت گوش‌های خویش می‌انداختند [در فیض، بناگوش و گردن ایشان هویدا بود]. زمانی زن از کنار او سپری شد، برنا رمز را به عقب برگرداند و همچنان که شیوه میرفت، او را نظاره می کرد و وارد کوچه‌ای شد و در حالی که به پشت سَرِ خویش نگاه میکرد، به شیوه خویش خاطر نشان کرد که صورتش به استخوان یا این که تکّه‌شیشه‌ای که از دیوار خارج زده بود، عکس العمل کرد و باخت. زمانی آن زن از نظرش نهان شد، نگاه کرد و روئت کرد که تن و لباسش خونین شد. [به خویش آمد] و اظهار کرد: به معبود قسم و سوگند، سرویس فرستاده پروردگار میرسم و اورا از این مورد خبردار می کنم. پس سرویس نبی خداوند شرفیاب شد. نبی از درحال حاضر او جویا شد و وی جریان را به اطّلاع آن جناب رساند. پس جبرئیل نازل شد و این آیه را آورد: Pقُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَO» (کلینی، 1388، ج 5: 520).

سیوطی نیز این شأن نزول را به گزارش ابن‌مردویه از امام علی(ع) نقل نموده است (به گزارش: طباطبائی، 1370، ج15: 116). از این شأن نزول می‌اقتدار استنباط کرد که ویّلین آیاتی که در تشریع عفاف و بیان محدودة لحاظ نازل گردیده، همین آیه ها سورة روشنایی میباشد.

6ـ اثر ها و جلوه‌های تربیتی عفاف و حجاب

اثراتی که از عفاف و حجاب به‌جا میماند، در آغاز در روح و سرازیر شخص پدیدار می گردد؛ چون زمانی شخصی با آزادی و آزادگی برای خویش پوششی تعیین میکند، بدون شکً در خویش شم متانت و سر‌بلند‌ی می نماید. این به عبارتی محافظت قیمت‌های یک شخص مسلمان میباشد.

در جامعه‌ای که اشخاص در آن با مراقبت حدود و رعایت حقوق و دستمزد بقیه افراد ظواهر می گردند و باعث تخریب روح و جسم هم‌نوعان خویش نشده، دور و اطراف امن و آرامی را برای جوان ها مهیا می نمایند، به سوی خوشبختی و تندرست خل وچل پیش خواهند رفت و انگیزه اسلام نیز این میباشد که مردان و زنان مسلمان، روح آهسته، اعصاب و روان تندرست و دیده و گوش عصمت داشته ‌باشند. در حال حاضر اثر ها و جلوه‌های تربیتی عفاف و حجاب را در دو سطح شخص و اجتماع بازبینی می کنیم.

6ـ1) اثر ها شخصی عفاف

6ـ1ـ1) فردیّت زن

«فردیّت، مجموعة ذهن ها و عاطفه ها و عادات و اخلاقیّات یک بشر میباشد و خلاصه هر چه به یک فرد مربوط می‌گردد، خارج از وجود وی وجود ندارد و فردیّت اوست. صرفا خط مش بالا بردن فردیّت زن را عفاف وی میدانیم. در صورتی وی به عفاف روی آورد، مقر خانوادگی وی قادر می‌گردد. مردها، بدون چاره میگردند به معاش خانوادگی خویش، ارج نهند و به همسران خویش حقیقتاً توجّه نمایند. علوّ فردیّت زن درین میباشد که کمال همسری، مادری و کمال اجتماعی را برای خویش احراز نماید. بی‌عفاف و حجاب در بُعد همسری و مادری، ناکامی خورده و در بُعد فعّالیّت‌های اجتماعی، ابزار و بازیچه و ملعبه گردیده و خواه‌ناخواه سقوط نموده است» (مصطفوی، 1369: 52ـ55).

اسلام مخصوصاً تأکید نموده است که زن هر اندازه متین‌خیس و باوقارتر و عفیف‌خیس تکان نماید و خویش را در معرض اکران برای مرد نگذارد، بر احترامش افزوده میگردد (ر.ک؛ مطهّری، 1373: 59).

به صورت کلّی، اشیائی که در کلیه جا یافت میگردند و دسترسی به آن‌ها به‌سادگی چهره میگیرد، بها کمتری دارا‌هستند. از سویی، آدم همواره اشیای ذی‌بها خویش را از دسترس دیگر افراد بدور نگه می دارد و به روش‌ای یگانه از آن نگهداری میکند. اسلام که زن را گوهر گرانبهای هستی و صاحب و مالک فردیّت بدون نقص انسانی می داند، عفاف را همچون صدف، شایسته ترین وسیله برای محافظت و ثبات آن فردیّت معرّفی نموده است. آن ها که زنان را تشویق به پیرایش و تزیین و اکران زیبایی‌های جسمی خویش میکنند، در واقعیت، زن را فاقد فردیّت و روح انسانی می‌شمارند که بایستی با تزیین و اکران زیبایی‌های جسمی، جایگاه اجتماعی مطلوب خود را به دست آورد. تجربه نیز این مقاله را اثبات نموده است.

پیشین از ظهور اسلام، خیر صرفا زنان ارزشی نداشتند، بلکه داشتن یک دختر ننگ به اکانت می‌آمد: Pوَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ کَظِیمٌO (النّحل/ 58). در چنین جامعه‌ای، بی‌حجابی که نماد آن بی‌ارزشی بود، ترویج داشت. اسلام جایگاه زن را بالا موفقیت و فردیّت او‌را گزینه بزرگداشت قرار اعطا کرد و با آوردن ضابطه عفاف و حجاب، نگهداری و دوام این فردیّت را برای مدام بیمه کرد (ر.ک؛ محمّدی شناخت، 1370: 35).

پزشک گوستاو لوبون، مورّخ مشهور فرانسوی، می گوید: «این مقاله نیز پر‌نور شد که اسلام در بهبودی اوضاع زنان بسیار کوشیده میباشد و اول مذهبی میباشد که منزلت زن را بالا برده میباشد و روی هم رفته زنان مشرق‌زمین از لحاظ جایگاه و احترام و فردیّت علمی و تربیتی و به روزی، بهتر از زنان اروپایی میباشند. اسلام خیر صرفا زن را یک آدم بی نقص می داند، بلکه احترام به اورا ملاک کرامت آدم معرّفی مینماید: مَا أَکرَمَ النِّسَاءَ إِلا به لاَّ الکَرِیمُ وَ مَا أَهَانَهُنَّ إِلابه لاَّ اللَّئِیمُ: هیچ وقت زنان را گرامی نمی‌دارا هستند، مگر کریمان با کرامت و به آن‌ها اهانت نمیکنند، مگر لئیمان بی‌بها» (پاینده، 1373: 318).

بر این شالوده، عفاف و حجاب وسیله‌ای میباشد در سرویس زن تا موفّقیّت خود را در جامعه تحکیم کرده، فردیّت و احترام خود را فزونی بخشد. قرآن دراین مورد میفرماید: «ای نبی! به همسران و دخترانت و همة زنان مسلمان بگوی که روسری‌ها را به خود نزدیک سازند تا [به عفاف و حجاب] شناخته شوند و گزینه آزار اوباشان قرار نگیرند. معبود آمرزنده و کریم ومهربان میباشد: Pیَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًاO (الأحزاب/ 59).

ویلیام جیمز، روانشناس پر اسم و رسم، در تأیید این مقاله چنین میگوید: «زنان دریافتند که دست‌و‌دل بازی، مایة طعن و تحقیر میباشد، و این دستور را به دختران خویش حافظه دادند» (محمّدی شناخت، 1370: 35).

6ـ1ـ2) تندرست جسمانی

عفاف و حجاب، زمینة خرابی را که استدلال اصلی بیماری‌های مقاربتی میباشد، از میان میبرد و از این روش، نقش خویش را در سالم جسمانی اشخاص جامعه ایفا میکند. به آمار پایین توجّه فرمایید. اگرچه از عصر نشر آن مدّت‌ها پیشین میباشد، البته به‌نیکی گویای یکی‌از دلایل خرابی هست. طبق تحقیقاتی که در ایالات متّحده به کار آمده، روی‌هم‌رفته نود درصد مردم این میهن به بیماری‌های مقاربتی در گیر میگردند. از این رقم، عدّه‌ای که در مریض خانه‌های قانونی ایالات متحده درمان می شوند، بالغ بر 360 هزار نفر هستند. از تمام درمان‌گاه‌های ایالات متّحده، 650 درمان گاه فقط به امراض مقاربتی اختصاص داده شده‌است، در حالی‌که هم اندازه یک و نیم برابر اشخاصی که درین بیمار ستان‌ها درمان می شوند، به دکتر‌های خانوادگی و محرمانه مراجعه می‌کنند (ر.ک؛ به عبارتی: 45).

هر ساله 30 تا40 هزار طفل بر اثر بیماری‌های مقاربتی ارثی می‌میرند و ترازو تلفاتی که از این بیماری‌ها در ایالات متّحده ناشی می شود، از مجموع کلّیّة امراض متعدد غیر از سِل، بیش تر میباشد (ر.ک؛ به عبارتی).

دکتر معالج آمبروس لینگ که از مقامات صلاحیّت‌دار دربارة بیماری‌های آمیزشی میباشد، بیان کرد که از سال 1957 به آنگاه، بیماری‌های آمیزشی فی مابین جوان ها نادر‌سال ارتقا قابل مراعات‌ای یافته میباشد. میان پسران 15 تا 19 سال، 3/67 و مقدار ارتقاء فی مابین دختران که همین سن را دارا هستند، 4/65 درصد شده‌است (ر.ک؛ به عبارتی).

براین اساس، یک کدام از اثرها مهمّ رعایت عفاف و حجاب در جامعه، مراقبت تندستی و هجران از بیماری‌های متعدد میباشد. در کشورهایی که عفاف و حجاب و پوشیدگی زنان در آنجا بیش تر میباشد، تعداد بیماران ناشی از گسیختگی جنسی، کمتر میباشد. امام رضا(ع) فرموده‌اند: «هرگاه بندگان گناهان جدیدی به وجود آورند که تا به امروز مرتکب آن نمی‌شدند، خدا هم بلاهای نو‌ای به وجود میاورد که تا به امروز نمی‌شناختند» (ر.ک؛ محمّدی ری‌شهری، 1393، ج4: 467).

6ـ1ـ3) استحکام خانواده

تردید وجود ندارد هر چیزی که موجب تحکیم لینک خانوادگی و باعث صمیمیّت رابطة زوجین گردد، برای کانون خانواده اثر گذار میباشد و در ساخت آن می بایست حدّاکثر کوشش مبذول شود و برعکس، هر چیزی که منجر سُستی رابطة زوجین و دلسردی آن‌ها گردد، زیانمند میباشد و بایستی با آن نزاع کرد. فلسفة پوشش و منع کامیابی جنسی از غیر همسرِ مشروع، از دید اجتماع خانوادگی این میباشد که از حیث خل وچل، همسر رسمی دلیل خوشبخت کردن وی به شمار برود، در حالی‌که از نگاه سیستم آزادی و کامیابی غیرمشروع، همسر رسمی از نظر دیوانه، یک نفر حریف و مزاحم و زندانبان به شمار می‌رود و در فیض، کانون خانوادگی بر پایه ی کینه و کینه دوزی اساس‌گذاری می گردد.

از اثرها ویّلیّة رعایت عفاف و حجاب در دولت ها، استحکام نهاد خانواده تحت عنوان کوچکترین و مهمترین نهاد اجتماعی میباشد. با رعایت اصل عفاف و حجاب و پوشش در اطراف خارج از خانواده، اطراف زن و شوهر محافظت می‌گردد و خانواده مالک ثبات خواهد شد.

آفریدگار در سورة روشنایی میفرماید: Pوَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُاینترنتِهِنَّ...: و به زنان با خدا بگو چشمهاى خویش را (از حیث هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خود را مراقبت نمایند و زینت خویش را ـ جز آن مقدار که نمایان میباشد ـ آشکار ننمایند و (حریم) روسرى‏هاى خویش را بر سینة خویش افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)...O (النّور/ 31).

به این ترتیب، زنان با عفاف و حجابِ خویش موجب تحکیم خانوادة فردی و بقیه افراد میشوند؛ چراکه با عفاف و حجابِ خویش اطمینان و اعتماد شوهرشان را به طهارت خود جلب میکنند و سبب تحکیم خانواده می گردند، امّا نقش آن ها در تحکیم خانواده‌های دیگر، به‌این نظر میباشد که مردان از تمتّعات بیرون از محدودة زناشویی محروم میشوند و طبعاً به همسران خویش طولانی تر توجّه مینمایند (ر.ک؛ مطهّری، 1373: 89).

6ـ1ـ4) متانت و امنیّت

زن موجودی گرامی و معزّز و نقش وی سرانجام‌سازی و تربیت انسان میباشد. قیمت وی بالاتر از آن میباشد که در معرض و دستخوش ارتباطات و رابطه ها بی‌مرز باشد (ر.ک؛ قائمی، 1373: 390). مراقبت اطراف زن سبب ساز مصونیّت وی میگردد و ویّلین اثر را بر وقار روحی وی دارااست؛ چون در سایة محفوظ ماندن این اطراف دربین خویش و نامحرم، حس امنیّت می نماید و هیچ کس جرأت تعرّض به او‌را نمی‌نماید. بشر در پناه حفظ کننده، حس امنیّت و متانت بیشتری می‌نماید و در رخ پیشامدهای احتمالی، از مصونیّت وی برخوردار‌است. پوشش فقاهتی نیز دربان زن از لحاظ‌های آلوده و کثیف و جراحت‌های احتمالی میباشد که به زن مصونیّت و ادب میدهد و هرچه این پوشش بدون نقص‌خیس شود، درصد امنیّت و حفاظت آن فراتر می‌رود (ر.ک؛ عظیمیان و بهشتی، 1388: 91).

امیر مؤمنان علی(ع) دراین مورد میفرماید: «پوشیده و محفوظ داشتن زن، مایة آسایش اضافه و دوام زیبایی اوست» (تمیمی آمدی، 1389: ح5820).

6ـ2)اثرها اجتماعی عفاف و حجاب

6ـ2ـ1) مسئولیّت‌های اجتماعی

«هر شخصی در قبال جامعة خویش مسئول میباشد. این مسئولیّت، عام میباشد؛ یعنی هم مشتمل بر زن‌ها میگردد و هم مشتمل بر مردها. پاره‌ای از مسئولیّت‌های زنان به عفاف آنها بستگی دارااست. زن در صورتی‌که عفاف داشته باشد، توشه این سیرتکامل مسئولیّت‌ها را بر دوش می گیرد و فردیّت و عظمت وی بالا می‌رود، امّا در صورتی‌که جامة مقدّس عفاف را از بدن بدرد، از عهدة انجام این سیرتکامل مسئولیّت‌ها برنمی‌آید» (مصطفوی، 1369: 45).

اشخاص در کانال‌های متعدد جامعه نقش ایفا مینمایند؛ کانال‌هایی نظیر شبکة مساجد، هیئت‌های مذهبی و مدرسه های اسلامی که به نوعی مسیر تکان آنها برای نگهداری هنجارهایی مانند عفاف میباشد (ر.ک؛ شکوری،1390: 6). در جامعة مدرن، در‌صورتی‌که شخص در‌این کانال‌ها مسئولیّت اجتماعی نپذیرد، هنجارهای که مرتبط با آنان خواهد بود، از در میان می‌رود و شخص به نوعی تنبلی و گهگاه انحراف از هنجارهای متعارف جامعه مبتلا می‌گردد و این انحراف در مسئولیّت‌های دیگر جامعه نمایان می شود و شخص را از انگیزه متعال خویش بدور مینماید.

6ـ2ـ2) آزادی زن

«اینکه زنان می بایست عفاف و حجاب را رعایت نمایند، تحمیل و دستوری از ناحیة مردان وجود ندارد تا آزادی آنان‌را سلب نمایند، بلکه وظیفة فقهی آن ها میباشد که عفاف و حجاب را رعایت نمایند. زنان باحجاب در فعّالیّت‌ها و رفت‌وآمدهای خویش آزادترند؛ چون مردان بوالهوس اطمینان دارا‌هستند که اینها طعمه و ملعبه نمی شوند. بدین ترتیب، کمتر بر آن‌ها تولید مزاحمت می نمایند: «زنِ باحجاب مظهر عفاف و حجاب شناخته شده‌است و از این روی، در منزل و بیرون از آن مزاحم ندارد و آزادانه دنبال امور و مسئولیّت‌های خود میباشد» (مطهّری، 1373: 100ـ101).

قرآن کریم ومهربان در دو گزینه به‌این مقاله اشاره فرموده میباشد؛ یکی‌از اینکه میفرماید: Pیَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا:‌ اى نبی! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها [= روسرى‏هاى بلند] خویش را بر خود فروافکنند. این فعالیت براى اینکه شناخته شوند و گزینه آزار قرار نگیرند، بهتر میباشد (و در شرایطی‌که تا به امروز اشتباه و کوتاهى از آن ها راز زده، توبه نمایند)؛ خدا همواره آمرزندة رحیم استO (الأحزاب/ 59).

اُمّ‌سلمه، همسر فرستاده گرامی اسلام، میگوید: «وقتی که‌این آیه نازل شد، زنان انصار موقع خروج از منزل، چنان خویش را در پوشش سیاه می‌پوشیدند که بیان کننده روی سَرِ آنان کلاغ نشسته بود و زیرا انبان‌ای سیاه به خویش پوشانده بودند که سراپایشان گرفته بود» (طباطبایی، 1370، ج 16: 517).

به این ترتیب، بی‌حجابی و بدحجابی، برای زن‌ها ساخت مزاحمت می کند، امّا وقتی که اهل عفاف باشند، مزاحمتی بر آن‌ها وجود ندارد. در آیة دیگر معبود میفرماید: Pوَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا: و در منزل‏هاى خویش بمانید و همچون روزگار جاهلیّت اول (میان مردم) ظواهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خداوند و نبی اورا اطاعت فرمایید؛ آفریدگار تنها مى‏خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت بدور نماید و به طور کاملً شما‌را تمیز سازدO (الأحزاب/ 33).

6ـ2ـ3) سالم اخلاق و رفتار جامعه

همواره می بایست هرچه به سالم خلق جامعه لطمه می زند، ریشه‌کن شود و هرچه سالم خلق و خوی جامعه را تضمین مینماید، تقویت گردد. هرچه گرایش جامعه به عفاف شدّت یابد، از مفاسد اخلاقی و اجتماعی کاسته می شود. تندرست رفتار جامعه از هدف ها عالیة اسلام میباشد. نبی اکرم(ص) میفرماید: «بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الأَخلاَقِ: اینجانب برای تمام کردن مکارم رفتار مبعوث شدم» (مصطفوی، 1369: 45). عفاف زن، به نصّ قرآن کریم ومهربان، حجاب اوست و عفاف و حجاب وی، خدمتی میباشد به سالم جامعه.

زن با پوشش فقاهتی خویش، خانواده را پایدار و پابرجا می‌سازد و بیهوده اشخاص را تحریک نمی‌نماید و هوس‌ها را برنمی‌انگیزد و مردها را به مفسده نمی‌کشاند. زن با قبول عفاف و حجاب اسلامی، مطرح ترین و ارزنده‌ترین سرویس ها را به خانواده‌ها و برنا‌ها و بالأخره، جامعه میکند؛ چون خوی، طهارت و فضیلت را رونق و اشاعه میبخشد. زنانی که جسم خویش را پربهاتر از آن میدانند که اذن دهند هر چشمی از آن تمتّع گیرد، هر هوسی بدان گرایش یابد، بر مسند والای فضیلت نشسته‌اند. عمل این سیرتکامل زنان، پیامبرگونه میباشد؛ چون بعثت پیامبران به خواسته کامل شدن و تتمیم خلق میباشد.

اسلام از بی‌حجابی و بدحجابی بیزار و متنفّر میباشد؛ چون اینها می‌باشند که با متزلزل کردن کردار و فضیلت، اسلام را میان مردم ضعیف و لگدمال می‌نمایند. زنان باحجاب، خدمتگذار حقیقی و واقعی آیین و خلق، و زنان بی‌عفاف و بدحجاب، برهان براندازی و بنیان‌کنی آئین و خلق می‌باشند (ر.ک؛ به عبارتی: 52).

بدین ترتیب، شرط اصلی تندرست اخلاقی جامعه، خودداری از سقوط در پرتگاه شهوت میباشد. امام رضا(ع) وجود ارتباط ها آزاد در بین زن و مرد را علّت اکثری از جنایات و مفاسد اخلاقی معرّفی می فرماید (ر.ک؛ حرّ عاملی، 1414ق.، ج20: 311).

6ـ2ـ4) نگهداری نیروی فعالیت اقتصادی

عفاف و حجاب برهان محافظت نیروی عمل میباشد و سبب میشود که زمان ها کسی که در به عبارتی مسیر عمل صرف شود و وسوسه‌های ناشی از دیدن‌ها، صورت‌سازی‌ها و طرّاحی برای به دام پرتاب کردن‌ها پاک بشود. ترقیب کردن تمتّعات غریزی از دور و بر منزل به اطراف فعالیت، منجر خواهد شد که نیروی عمل ضعیف گردد و سرمایه‌گذاری‌ها به هدر رود.

از سویی، نقش اقتصادی عفاف و حجاب در رعایت پوشش اسلامی، مسئله را برای اشکال مُدپرستی‌ها و رقابت‌های ناشی از آن از در میان میبرد. در حالتی‌که زن خویش را به خودآرایی‌ها در جامعه مقیّد نکند و با جامه بی آلایش و مرتّب و در توا‌نّ پوشش لازم در جامعه ظواهر شوند، اکثری از آفت‌ها و دغدغه‌های ناشی از مُدپرستی، خودبه‌خویش از فی مابین می روند. هزینة سنگین موادّ آرایشی و خرقه‌های لوکس، به‌ویژه با تغییر و تحول مداوم مُدها، توشه مالی صبر‌فرسایی بر دوش خانواده و جامعه اجبار می‌نماید و به علاوه، سبب هدر رفتن سرمایه‌های جامعه میشود (ر.ک؛ عظیمیان و بهشتی، 1388: 98).

به این ترتیب، اسلام با التفات ویژه به موضوع عفاف و پوشش زنان در گوشه و کنار فعالیت، میخواهد دور و بر اجتماع از لذّت‌های ناهنجار جنسی از بین برود و رویه را برای مراقبت نیروی کارکشته روحی و جسمی با حضوری معنوی در محلّ فعالیت بگشاید. در مقابل، بی‌حجابی و بدحجابی سبب کشاندن لذّت‌های جنسی از اطراف عمل و کانون خانواده به اجتماع و در فیض، تضعیف نیروی عمل اشخاص جامعه می شود (ر.ک؛ مطهّری، 1367: 94).

6ـ2ـ5) محافظت استقلال فرهنگی و سیاسی

جامعه ها اسلامی با پوشش یگانهّ خویش در قالب عفاف یا این که سِخیس همت دارا‌هستند که استقلال فکری خویش را در پذیرش اسلام اعلام نمایند. در واقع،

«خرقه درفش تن به حساب می آید که استقلال فکری، شرعی، سیاسی و فرهنگی هم محسوب میشود و از همین جا میتوانیم بدین فیض برسیم که تغییر و تحول خرقه، نشانگر تغییر و تحول فکر میباشد و به تبع آن، تغییر تحول در مشی و اخلاق و رفتار اشخاص تولید میشود که در آن چهره، استقلال سرزمین تحت سؤال می‌رود، به‌ویژه از آن روی که احوال برون، حکایت از اوضاع و احوال باطن آدمی داراست و نشان می دهد که اندیشة تعلق در داخل رخنه کرده، ظاهرا اشخاص نیز متجلّی شده‌است» (قائمی، 1373: 385ـ387).

نزاع برای استقلال فرهنگی، پدیدة جدیدی وجود ندارد. در حین مورخ انسان، نزاع فرهنگی، مدام وجود داشته میباشد؛ تحت عنوان مثال، فرعون در قبال موسی(ع) به‌این حربه متوسّل گردیده، اظهار کرد: «می هراسم دین شمارا دگرگون سازد و یا این که در‌این کشور خرابی برپا کند!» (غافر/ 26).

براین اساس، یکی‌از طرق محافظت استقلال فرهنگی و سیاسی، محافظت عفاف و حجاب میباشد و یکی‌از جنبه‌های تهاجم فرهنگی، جنگ با عفاف بوده میباشد؛ چراکه «عفاف برای جامعه ها عالم سومین میتواند نوعی نبرد با استعمار به اکانت آید و مانعی بر سَرِ رویه هدف های نحس آن‌ها باشد. زنان الجزیرای در مبارزات خویش با قوای تهاجمی فرانسه، این موضوع را به خیر نشان دادند و ضربة خویش را به آن ها وارد کردند. در واقع، آنها نشان دادند که مسلمانند و غلبة شرک بر اسلام را نمی‌پذیرند» (عظیمیان و بهشتی، 1388: 97).

در صورتی عفاف را در جامعة اسلامی لااقل از همین رویت کرد بنگریم، به‌این فیض خوا‌هیم رسید که در تعمیم آن از حیث سیاسی بایستی کوشید. در جامعة اسلامی، حتّی یک ملّی‌گرا هم می بایست به باعث استقلال وطن خویش و مراقبت امنیّت خود عفاف را بپذیرد که البتّه یک مسلمان به باعث ایمان و اعتقادوباور خویش آن را پذیراست. در صورتیکه استعمار بتواند عفّت و پوشش را از زن بگیرد، همگی چیز جامعه، از گزاره مردان آن را قادر است پایین اختیار و سلطه قرار دهد. یکی رموز موفّقیّت اسلامی جمهوری اسلامی ایران نیز در همین بود که زنان به‌سرعت خویش را یافتند و با توسّل به حربة عفاف در مقابل رژیم خودفروختة پهلوی ایستادند و آن را به زانو درآوردند (ر.ک؛ به عبارتی).

نتیجه

ثابت تقدّس و تجاذب‌های عفاف و حجاب و عفاف و حجاب در متن‌ها فقاهتی باعث‌ساز توسعه و گسترش فرهنگ و تمدن عفاف و حجاب میان زن و مرد جامعه خواهد شد و تندرست‌سازی ارگانهای اجتماعی فارغ از توجّه به عفاف و فواید آن قابلیت‌پذیر وجود ندارد. اهمیّت شناسایی عفاف و حجاب سرچشمه در ضرورت پردازش فردیّت معنوی‌زا دارااست و عدم وجود الگوهای مطلوب برای عفاف و حجاب سبب ساز تعیین الگوهای نازل عفاف در جامعه می‌گردد. تصحیح هندسه‌های معرفتی در امر اشاعه مسئلة عفاف و عفاف و حجاب نیازمند ارائه فواید و اثرها تربیتی آن میباشد؛ چه اینکه فواید عفاف و حجاب در‌حدّی میباشد که سوای آن شخص و جامعه مبتلا لغزش و جراحت جدّی خواهند شد. اثر ها شخصی عفاف و حجاب دربرگیرنده آزادی زن، تندرست جسمی، استحکام خانواده و وقار و امنیّت و اثرها اجتماعی آن، دربرگیرنده سالم اخلاقی جامعه، مسئولیّت اجتماعی و محافظت نیروی فعالیت و استقلال فرهنگی و سیاسی می گردد. بنابرابن، عفاف و حجاب را بایستی رفتاری الهی شمرد که منجر رابطه فی مابین تمدن و آیین، عقل و ایمان، سیاست و دیانت و تکامل و اختیار در خلق انسانی شده‌است.

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی