اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

  • ۳۶۲۴

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

دانلود رمان دوست دختراجاره ای من به قلم آنا به صورت pdf

خلاصه رمان : دوست تخت جمله ای ست به قلم ساحل
کاترین اینجا رو بهم معرفی کرد خودش امتحان نکرده بود. نمیتونستم امتحان کنه چون شرط ورود به این شکل دختر بودنه . تمام آزمایشات سلامت و چکاپ هارو انجام دادم . وقتی مطمئن شدن سالم و دخترم برای دوره آموزش ایستادن و غذا خوردن و آداب معاشرت داشتن . وقتی از همه موقف بیرون اومدم بهم گفتن چون قدم کوتاهه و اندامم ریزه نصف قیمت بقیه برام قرارداد میتین متادن. میخواستم بزنم زیر گریه - اما وقتی مبلغ قرارداد و گفتن و دیدیم برای هدف من کافیه قبول کردم . اما الان کنار این دخترای لخت و این مردان ترسناک پشیمون شده بودم . درسته ایتام دختر بودن - اما فکر نکنم اونام مثل من تا حالا هیچ پسری رو تیون شده باشد - نفس عمیق کشید شو چشمامو بستم . بلاخره یکی از من خوشش میاد.... مگه نه ؟! | صدای زنگ یکی از کابین بلند شد و چشمامو باز کردم . عدد ۳ پایین پنجره کابین این مرد عرب مشخص شد - به عدد زیر پام نگاه کردم . ۲ - من دو هستم ده پشت سر هم دوتا کابین دیگه هم زنگ زدن - هر دو شماره ۱ رو زده بودن - مردی که مسئول ما یود اومد سعت دختر شماره او گفت - ریگا ... کدومو ترجیح میدی ؟ ریکا به مرد هیکلی اشاره کرد که باعث شد لبخند خبیثی رو لب هاش بشینه . شیخ عرب مشتول بوسیدن و ور رفتن با انتهایش بود تازه یادم اومد گفته بودن بعد از انتخاب اولیه باید بریم تو کابین تا اونا مطعونن شن مارو میخوان پس اینجوری مطمئن میشن - وای آنا تو چقدر احتی ۔ تو قراره شریک جنسی به تفر یشی معلومه چطوری میفهمه که براش مناسب هستی یا ته - کف دستم عرق کرده بود دیگه مطمئن بودم کابین ۴ تالیه . لبمو گاز گرفت و سرمو انداختم پایین -


 

دوست دختر اجاره ای من به قلم مدل
من در برابر دختر دیگه ای که کنارم بود شانس نداشتم. بدن رنگ پریده من در برابر پوست برنزه و اندام بر این چیزی نبود صدای زنگ گایین یک بلند شد. میدونستم روش چی نوشته اما برای آخرین بار نگاه کردم چهار دختر شماره چهار نفس عمیق کشیدم ... شاید هفته بعد نوبت من بشه . با رفتن دختر شماره ۴ به سمت پایین این مرد مرده برگشتم سمت تام ، مسئولون . اونم یه کایین شماره ۴ اشاره کرد . - برو آنا ..... برو ببین قبول میشی - مرشد رفتم سمت کابین شماره ۴ . یعنی کی اونجا بود که میخواست دیده نشه . موهای تنم سیخ شده بود از ترس ها یعنی انقدر تشنه که نمی خواست دیده بشه. در گاییتو بات کردم که بوی عطر مردونه ای ریه هامو پر کرد. تو تور گمی که از شیشه کابین میومد تو تازه تونستم سایه به مرد و بیستم . روی صندلی اما عقب تر از جایی که بقیه نشسته بودن و نشسته بود. قم تا کمرش قابل تشخیص بود و صورت و کتش تو سیاسی مطلق غرق بود. با ورودم گفت - بیا بشین اینجا . پاهاشو باز کرد و به زمین بین پاش اشاره کرد. با ترس رقم پین پش ششم که کمر شلوارشو باز کرد و گفت - ببینم چیزی شم بلدی . دهنم خشک شده بود. باید میگفتم بلد نیستم . باید میگفتم اولین بارمه ... اما نمی خواستم این فرصتو از دست بدم -
هر روز حال مامان بد تر میشه .... البعو تر کردمو چشمامو بستم .

 

 

اینجور انتخاب شریک جنسی و اجاره دخترا برا مردایی بود که طور دیگه نمیتونن کسیو داشته باشد . اما من فقط به خاطر خلاص شدن از دست الکسی مجبورم این همه هزینه کنم. نام برای اینکه هویتم مخفی بمونه کلی پول بیشتر ازم گرفت و نمیخواستم با انتخاب یکی از اون دخترو بهش بهونه بدم که گرون تر باهام حساب کنه. منتظر موندم تا آخرین دختر - هرچند از بین این چهار تا اگه قرار بود کسی شعر اشیم کته ، شعین دخترو ترجیح میدادم . چون کاملا معان الکسیس بودند اندام ترین و پوست فوق العاده سفید. چشم و ابرو مشکی با لبای کوچک اما پر. آره این دختر در ظاهر چیزی بود که کاملا با الکسیس تستهاد یون این بهترین گزینه من بود میدونستم وقتی میان تو کابین باید امتحانش کنم . قبلا نیومده بودم اینجا اما متیو تمام مراحل و گفته بود اگه این نقشمون شقق میشد برای همیشه از شر لکسی تلاع میشدم - شر کسی دیگه ای هم رو سرم نمیموند به قرار داد به ساله بود و وقتی تموم میشد این دختر می رفت و دیگه حق نداشت به من نزدیک شه . چی بهتر از این . اومد بین پام نشست و خیره به تنم شاد . میتونستم ازش بخوام بیاد یعلموا ببوسمش - اما نمیخواستم از اول ترم باشم - نمیخواستم یه اشتباه و دوبار تکرار کنم و کسپو پر رو کنم . البشو تر کرد و آروم سرشو آورد جلو دانی لبش رو تنم نشست باعث شد آب دهنمو سخت قورت بدم . فکر نمیکردم انقدر بهش حس نشون بدم . کاملا مشخص بود وارد نیست.| اما همین ناواردیش هم لذت بخش بود . سرشو گرفتو فشارش دادم به خودم که هق تدنو ولش کردم . خم شد رو زمینه به سرفه افتاد. بلند شدمو کمر شلوارشو بستم - خیلی این دختر کار داشت تا بتونه به من لذتی یده -
از زبان تند خیلی سخت تر از چیزی بود که فکر میکردم .

 

 

دوست دختر اجاره ای من به قلم مسلسل
گلوم میسوخت و چشمام پر از اشک شده بود. از همه بدتر نمیدونستم انتخاب شدم یا نه .. در کابین باز شد و با نوری که اومد تو چشمامو پوشوندم - تام با پوزخند گفت - آنا - برو لباس بپوش و بیا دفترم . با دیدن بی حس بلند شدم و رفتم سمت کمد لباسا . تیشرت و شلوار جین پوشیدم عوامل پشت سرم یستمو تو آینه نگاه کردم - چشمای آییم خیلی بی فروغ بود . درست از روزی که سرطان مامانو فهمیدم نه خواب درست حسابی داشتم نه خوراک . شاید اگر انتخاب شوم نجات پیدا کنیم - یکم ربعل به مژه هام تنمو لبامو هم یکم رنگ دادم . بخاطر پوست روشتم نمیتونستم زیان آرایش کنم چون زود شبیه دلقک ها میشن . کتونی رو پوشیدم . کوله وسایلی که لباس فرم رستوران توش بود و انداختم رو دوشم و رفتم سمت دفتر تام . آروم در زدم که گفت
- سلام گفتین پیام دفترتین - بیا بشین آتا رو به رو میزش نشستم که گفت - هرچند من فکر نمیکردم تقطر مکسو جلب کرده باشی -- اما گویا شانس باهات یار بوده عکس- پس اسمش مکس بود . شانسی یا عام یار بوده - یعنی منو میخواد تام ادامه داد - حالا اگه تو شم مواقعی این قرارداد و ادعا کن که از فردا شروع به کار کنی به کاغذی که جلوم گرفت نگاه کردم . از فردا شروع به کار کنم ؟ کاغذ و برداشتم و شروع به خوندن کردم . قرارداد همراهی جسمی و جنسی -- اب دهن تلخ رو قورت دادم و بقیه رو خوندم .
جلو شرح وظایف خالی بود و فقط به جعله نوشته بود اطاعت کامل از تمام دستورات

 

دانلود فصل اول

دانلود فصل دوم

دانلود رایگان رمان این بود زندگی

 

دانلود رمان بانوی دلبر

دانلود رمان حالم خوش نیست

دانلود رمان شاهدخت پسرنما

دانلود رمان شرمنده نباش دختر

دانلود رمان هوس باز من

دانلود رایگان رمان شام مهتاب

 

نظرات: (۰) هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی