اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

رمان خان زاده فصل دوم پارت 36,37,38

  • ۱۳۱۵

رمان خان زاده فصل دوم پارت 36,37,38

رمان خان زاده فصل دوم پارت 36,37,38

پارت 36

دستم و کمی پایین تر بردم و روی تنش کشیدم نفسش دوباره بند اومد زمزمه کردم
میبینی دستم که روی تنت میشینه تو هم حالت عوض میشه تو هم منو میخوای بدنت منو میخواد

 با فشار دادن بالا تنش آخ ریزی گفت و من با حس سرخوشی خندیدم
اخ  گفتنش هم به نظرم دوست داشتنی میومد این دختر کاملا منو تغییر داده بود.
 توی این مدت خیلی کوتاه خیلی زیاد وابسته شده بودم

 زمزمه کرد
_ اگه مهتاب بفهمه اگه اون بفهمه از من بدش میاد
اون عاشقت شماست خیلی وقته که شما رو دوست داره از خداش بود که عروس این خونه و شما بشه اگه بفهمه عصبانی میشه ناراحت میشی
من میخوام برم خونه ی خودمون

 انگشتمو روی لبش گذاشتم و گفتم از رفتن نگو و به این چیزا فکر نکن هر وقت که مهتاب یا هر کس دیگه ای بفهمه اونوقت منم که جلوی روی اونا مایستم و جوابشو میدم

تو هرگز قرار نیست به خاطر چیزی مواخذه بشی میفهمی پس به هیچ چیز فکر نکن
به خودت فکر کن به من فکر کن لب گزید انگشتم روی لبش کشیدم و گفتم

این لبا مال منه حق نداری بهش اسیب بزنی آب دهنشو پایین فرستاد و قفسه سینه اش بالا و پایین شد نفسم حبس شد دلم میخواستش

 من آدم عجولی بودم کم طاقت بودم طاقت آوردن برای من سخت بود

پارت 37

کم کم این دختر باید آماده بشه برای با من بودن
صبر کار من نبود
کنار گوشش زمزمه کردم زودتر خوب شو من آدم عجولی ام خیلی کم طاقتم نمیتونم زیاد برای بدست آوردن تو صبر کنم باید مال من بشی

 خودم میدونستم چیزی که از این دختر بچه می خوام خودخواهی محضه می دونستم این کاری که دارم در حقش می کنم واقعاً منصفانه نیست اما میخواستمش این خواستن عقل و وجدان و منطق مو از کار انداخته بود من فقط میخواستم مال من بشه برای من بشه همین...

 دوباره صدای شیرینش گوشم و نوازش داد
_میخوای با من چیکار کنی؟

 لبخند روی صورتم که جوندار شد  انگشتام لابه لای موهاش می چرخید و خرمن طلاییشو و جابجا می کرد

 گفتم میدونی وقتی دو نفر ازدواج می‌کنن چیکار میکنن؟
 کمی بهم نگاه کرد و گفت با هم میخوابن رویه تخت خواب
با پشت انگشتم صورتشو  نوازش کردم و گفتم
 درسته وقتی می خوابن همون کارهایرو می‌کنن که من دیشب با تو می کردم
 اما یکم بیشتر چون بار اولت بود دیشب زیاد بهت فشار نیاوردم
 اما تو هم باید دوست داشته باشی    وقتی ام روی تخت خواب منی هر کاری که ازت می خوام انجام بدی

خجالت زده صورتش گل انداخت عشق کردم از این خجالتش
 صحنه قشنگی بود

پارت 38

با باز شدن در اتاق و وارد شدن مادرم توی اتاق دیدن من و ماهرو که سرش روی پای من بود با اون اخم های درهم و خیلی بزرگ که از نگاه این دختر بیچاره هم دور نبود بهمون نزدیک شده رو به من گفت

_پدرت  باهات کار داره زود باش برو پایین

به مادرم اخمی کردم من نمیتونستم اخم نکنم به در اشاره کردم و گفتم

مادر من این اتاق در داره میتونی قبل
 اومدن در بزنی مگه نه؟

 عصبانی تا خواست دهنش رو پر کنه و چیزی بگه منصرف شد و گفت

_ پدرت منتظره زود باش خواهرش میاد بهش میرسه پاشو ...

مادرم که به من پشت کردم و از اتاق بیرون رفت پیشونیشو بوسیدم و گفتم

_به حرفام فکر کن من و تو قراره خیلی با هم وقت بگذرونیم باید توام کمی بزرگ بشی تا بتونی از با من بودن لذت ببری ولی مطمئن باش خواهرت و هیچ کسی دیگه هیچ وقت چیزی نمیفهمه...

 هنوزم می ترسید هنوزم نگران بود و من نمیدونستم چند روز و چند وقت باید تلاش کنم تا این ترس نگرانی رو ازش دور کنم از اتاق بیرون رفتم سراغ خان بزرگ گرفتم

 مردی که به خاطر خان بودن به خاطر حفظ کردن زمین ها به خاطر امر و نهی کردن به این مردم بدبخت تمام ما رد درگیر این زندگی نکبت کرده بود زندگی که من هیچ وقت آرزوشو نداشتم

به اتاقش که رسیدم پشت میزش نشسته بود و چند برگه رو زیر و رو می کرد

 بالا آوردن سرش به من نگاهی انداخت و گفت
_بیا بشین باهات کار دارم

 همیشه وقتی پدرم با من کار داشت یعنی از من چیزی میخواست
هیچ وقت هیچ کدوم از کاراش به نفع من وبه خاطر من نبود

 روی صندلی نشستم و برگه ها رو به سمت من گرفت و گفت

_ اینا رو بخون تمام مجوز را گرفتم میخوام  این دهکده رو انقدر تغییر بدم دیگه کسی نشناستش
 برگه ها را از دستش گرفتم و نگاهی بهش انداختم درمانگاه مدرسه های بزرگ فروشگاه

حتی باجه های تلفنی که میخواست برای روستا بگیره همه اینها خوب به نظر می‌رسیدن سری تکون دادم و گفتم

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی