اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

رمان بوی گس هوس

  • ۹۶۹۴

رمان بوی گس هوس

رمان بوی گس هوس

 

با نفس عمیقی که کشیدم ارضا شدم و دستام ملافه راقی رها کردن. سینا سرشو تو گردنم پرد و طبق معه و بعد هم رابطه ای شروع به مکیدن گرفتم کرد. این کارش همیشه شهوتی ترم میکرد انقدر که لویا زه خواهان به رابطه باهاش بشم. طاقتم تموم شد و با ضربه ای روی تخت هلش دادم. رفتم پایین و آلت
نیمه خوابید رو بین دستام گرفتم. لعنتی معلوم نیست الت ألمه یا خرا توی حالت نیمه خوابیده بدون اغراق طولش به ۱۹سانتی متر و قطرش ۴سانتی متر میرسه خورزوق عاشق الت خوشمزه. کلاهک خوشگل و قارچی شلش رو توی ذهنم کردم و شروع به زدن بوسه های ریز کردم. ناله های ریزش حشری ترم می کرد. به دستم به آلتش با رای برجستش بود و دست دیگش اور بین پام بردم و شروع به - مالیدن چوچولم کردم، اوم او هم توی فضا برده بود که یهو صدای باز شدن در و متعاقبش مامان توی
خونه پیچید و فیلم تو دهنم اومد فرانک سینا! خوته این؟ زد تو حالمون. هر دو خیلی نرود خودمون برای جمع و جور کردیم و سیتا نتونست از خیر لب گرفتن یذ ره لب محکمی ازم گرفت و با فشار دادن سینه هام خمار گفت: بقیش بمونه برای بعد. هنوز تو کف جر دادم قبل از اینکه جوابش رو بدم دستگیره درب بالا پایین شد و صدای شاکی مامان بلند شد
باز تو رو خل کردی فرانک؟! سیتا زود ملافه دور خودش پیچید و رفت توی تراس قایم شد. منم تنمر و موهامو با دوش حموت خیس کا رد قوی یه حوله دور خودم پیچیدم فی دراز باز کرده و قبل از هر چیزی طلبکار گفت:
ای بابا دو دقیقه اومدم برم حموم اگه گذاشتی. من نمیدونم چرا گیرت همش روی در قفل اتاقمه. بابا حریم خصوصی نمیدونی چیه؟ خوبه والا! - و رفتم و روی تخت خودمو پرت کردم. بی توجه به جیغ و داد ام نگاهش رو به تخت داد و پرسید:
چرا تخت انقدر بهم ریخت؟ کفش اکو؟ داشتم میدادم. داشتم با پسره اینجا حال میکردم که تو اومدی نشد. خوبه؟ همین جواب رو باید بهت میاد
مامان با چهره سرخ شده از خشم و صدای جیغ جیغوی همیشگیش فریاد زد:
خفه شو دختره پررو سلیطه اینجوری نمیشه تو رو باید یکی آدم کنه. گفتم سیئا میاد اینجا ۱۲سالی او زن بزرگتره. میتونه علامت کته اما اشتباه کردم. تو ان انتم حساب نمیبری! پوزخندی زدم و با تمسخر گفتم - موت! پس یو مشکل کجاست. هوس کیر جلید کردی دنبال بهانه ای؟ من که گفتم شوهر کن خودت قا زنگاری گرفتی و گفتی من بعد محمد ازدواج نمیکنم. حالا طرف کیه که چشمتو گرفته؟
حرف الکی نزن فرانک خنده ای موذیانه و لش توان سر دادم و گفتم:

 

 

- موت! خجالت نکش. بالاخره بابا داشتن خوبه. توأم زنی نیاز داری. نیاز به سکس و رابطه انگار تشانی . به خصوص که توام مزش رفته نل ترنت و ثمردشت شده دو تا دختر۔ انگار تحریکش کردم که حالت چهرش عوض شد. کمی مکث کرد و بعد از چند لحظه گفت: راستش یه مردی هستی به اسم شاهین! ۱۰ سال ازم کوچیکتره. خیلی خاطرمو میخواد با شنیدن این حرفه کمی ناراحت شدم اما به روی خودم نیاوردم و با شادی تصنعی گفتم: آخ جون. خب امشب دعوتش کن برای شام. به سینا و فریبا چی بگم؟ چشمکی زدم و با لحن موذیانه ای گفتم - سیتا یا من! فریبام خودش نامزد داره. حق ندارد به تو نگیر بده از شدت خوشحالی و چشیدن به کیر جلید، دیگه سرزنش من یادش رفت و به سمت تلفنش برای خبرداد ان شتافت. بلند شدم و با اطمینان به اینکه برای تهیه سرئ فی سانت امشب این طرفا پیداش نمیشه در اتاق قفل کردم قی به سمت تراس رفتم. به محض باز کردن در تراس، قیافه ناراحت سینا رو دیدم. دستش رو گرفتم و کشیدم داخل اتاق. چت شده ؟! چرا ناراحتی؟ اگر فرزانه ازدواج کنه من باید از اینجا برم دستش رو روی صورتم گذاشت و با صدایی که مخلوطی از شهوت و ناراحتی در همراه داشت، توانی شم کرد و گفت: اونوقت چجوری راحت جرت بدم؟! خودمو لوس کردم و ملافه رو از روی بدن لختش کنار کشیدم و خواهرم حوله رو از تنم درآورد و جو کی ترقی پاش نشستم تا اینکه التش بین پام جاگیر بشه و توی گوشش لب زدم
اولا که لازم نیست از اینجا بری! تو باید بمونی باشم اگرم بخوای بری که بهتره. من موهام همش بیش تشیا هم میمونم پیشت اورتریت تا صبح حال میکنیم چطوره؟! سیتا که به خاطر حرارت تنم و باسنم که روی آلتش قرار داشت، حشری شده بود با زبونش روی لیم در شید و با صدای کشداری گفت: ساره حق با توئه هووووم وای تو چقدر بوی خویی مینی فراتک. آه. فعلا بیا ادامه ی کار نیمه ترمه سایت شما انجام بلیم لبخندی هوسناک زدم و توی لب گرفتن پیشقدم شدم لبامو برای لبای داغ و خوشمزشو گذاشتم و مکیدم. اونقدر محکم که صدای آخ و اوخش بلند شد. اون از من حشری تر و من از اون حشری ترا بالاخره طاقتش تموم شد و من را از تخت پرت کرد. پاهامو به شدت از هم باز کرد و حمله کرد به وسط پام و شروع به مکیدن چوچولوم کرد. انقدر محکم مک میزد و زبونش رو قرار می کرد که از شد

 

تلنت رو تخت چنگ مینداختم حرفه ای زبونش رو توی کصم لول میکرد و میچرخوند. کمرم رو می آوردم بالا و ناله میکردم - د سینا... آره محکم بخور روز. جرسون قرین زبون داشت برم. د با زیرنت جرم یدها سرش راقی بین پام فشار میدادم و اونم با این کارم جری تر میشد. بالاخره سرشو آورد بالا اومد طرفم فی فهمیدم که تربت منه تا آلتش رو یه لقمه چپ کتم برم گردوند و سرم اومد پایین تخت دهنم رو باز کردم فی القرن الت بزرگ شدش که طولش به ۲۳ سانت می رسید و چپوند تو دهنم شروع به تلمبه زدن تو دهنم کرد و همزمان از بالا خم شد رو بستم و سینه هام که نوکشون سیخ شده بود رو گرفت تو دستش سینه هامو محکم فشار میداد و شدت تلمبشو بیشتر میکرد که یهو آلتش رو کشید بیرون به حالت داگی ۱


 

 

در صورت نارضایتی صاحب اثر حذف خواهد شد.

 

دانلود رمان بازی سایه ها

دانلود رمان دلبر استاد پارت 61

دانلود رمان صدفی در طوفان

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی