💓اسم نوشته 💓

مجله سرگرمی و تفریحی شامل عکس پروفایل،معما،رمان،تعبیرخواب،مدل،اسم،هم خانواده،معنی،اهنگ،فیلم،کلیپ اسمی

دانلود رمان عاشقانه و صحنه دار بدون سانسور خارجی

  • ۷۱۷۶

دانلود رمان عاشقانه و صحنه دار بدون سانسور خارجی

در این مطلب برای شما دوستان عزیز دانلود رمان عاشقانه و صحنه دار بدون سانسور خارجی اماده کردیم امیدوارم مورد رضایت شما باشد

مقنعه ام رو سرم کردم و جلوی آینه رفتم تا مرتبش کنم، صدای کلاقه ی مامان بلند شد.
مامانی: الینا جان زود باش دیگه، عروسی که میخوایم بریم مادر لبخندی زدم و بلند گفتم: باشه مامان جون اومدم دیگه بابا چند بار بگم دیر رسیدن بهتر از زشت رسیدنه
خاله نگار اومد دم در اتاق و گفت: خاله جان آنقدر زبون نریز، دیر میشه ها، ساعت 4
چادرم رو از جالباسی برداشتم و روی سرم مرتب کردم، با لبخند برگشتم طرفه خاله و گفتم: بریم، رفتم توی هال. مامان روی کاناپه نشسته بود و با تسبیح سبزش صلوات میفرستاد، با لبخند رفتم طرفش و بوته ای روی لپ های کلش انداختم، گفتم: بریم خوشگل خانوم؟ با همون لبخند همیشگی شه نگاهم کرد و روی پیشونیم بوسه ای نشوند، کمکش کردم تا بلند شه و به طرف درحال حرکت کردیم
این منم، الینای مقدم، دختر ارشد خانواده ی مقدم، ساکن پایتخت معنوی ایران، الان هم تصمیم به زیارت حرم امام رضا گرفتیم و من یه ساعته که داشتم حاضر میشدم و خاله ی کوچیکم نگار خانم و مامان بزرگم رو اذیت می کردم، همه کلا با لباس پوشیدنه بنده مشکل دارن، معمولا ساده و شیک تیپا می زنم و شیش ساعت جلوی آینه به خودم ور میرم، فقط توی انتخاب لباس یکم وسواس دارم، یک مانتو مشکی، شال و شلوار قهوه ای و کیف و کتونی مشکی و چادر پوشیدن خاله و مامانم رو کلافه کرده بود، مسیر حیاط تا ذره کوچه رو با مامانی طی کردم، به باغچه نگاهی انداختم و در حین راه رفتنمون گفتم:

لینا یکدونه دختر خانواده مقدم، داره مثل همه آدمهای معمولی زندگی میکنه، سرگذشت همه ما آدمها پر از تلخی و شیرینی و پستی و بلندی، همه چیز از یه نگاه شروع میشه، نگاه مردی که زندگی الیتا رو توی مسیری میندازه که به مغز کوچک الینا نمیرسه اما قصه از موقعی شروع میشه که الینا وارد تهران میشه
مقدمه:|
بسم الله الرحمن الرحیم گاهی باید از واقعیت دور شد. یا شاید هم نه ، گاهی باید از جبر زمانه گذشت،
گاهی یک سری اتفاق برای ما روشن نیست گاهی باید لجبازی و غرور را کنار گذاشته چون تو آفریده شدی که کمک کنی، که نجات بدهی چه بسا که آن کمک با نگاه باشد. فقط جنس لجبازی هایت را عوض کن...
تو نباید شکست بخوره حتی به قیمت جانتی
اطرافته را بها،،، توکلت بر خدا باشد
بدان که دنیا در دست تو خواهد آمد
فقط کافیست بخواهی
تو،،، بخواهی

 

نظرات: (۰) هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی