اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان تهران مازراتی اثر کمند به صورت pdf

  • ۳۹

دانلود رمان تهران مازراتی اثر کمند به صورت pdf

دانلود رمان تهران مازراتی اثر کمند به صورت pdf

این قرتی بزن قدش من با کف دست راستم و اونم با کف دست چپش محکم زایم بخم و آخ و اوخ من در اومد همونجوری که دستم رو تکون میدادم تا از دردش کمتر بشه گفتم:لیدی فی أیام پنجمین پسری که خرپول یونیور خالی کردیم . کمی از آب پرتقال خورد و گفت: آره بابا دمت گرم خوب خالیش کردیا. یعد خودش زد زیر خنده و منم با یه لبخند کوچیک نگاش میکردم انی یس بلند بلند میخندید کسانی که توی کافی شاپ بودن نگامون میکردن فر ریز ریز چیزی میگفتن.. کمی از آبمیوه خنگم خوردم در گوشیم و ان جییم. در اینترنت الی به همانی زنگ زلم یرق سوم جواب داد: الو هاتی سالم سالام دارم میام گوشی رو قطع کرد معلوم بود داره تو میزنه. یه نگاهی به فر کردم که دهانش پر از کیک و لپاش باز کرده بود این بشر کلا حسنی تشریف داره .. گفتم: از این پسره شایان سه میلیون زنم تو چقدر؟
با خوردن کی از شیر کاکائو کیک و به زور قورت داد و گفت: بابا این پسره حسام آب از دستش نمی چکید فقط به کم خورده ریز زدم توری خرید کفش پونصد تومنی فر یه
چند دست مانتو. صداق نشستم روی صندلی و گفتم:بازم خویه هائی بیلا بینم چیکار کرده چند دقیقه نشده بود که با صدای برخورد کیفی به میز و فر برگشتیم سمت صندلی بغل من و تری داشتیم با تعجب به هانی نگاه میکرد که چجوری بغض کرده و لباس سفیدش زیاد کرده البته من که عادت داشتم و البته فری! هانیه کل کل نازک تشریف داره
کان طفلی احسان خیلی ناراحت شد وقتی گفتم دیگه تموم کنیم و من ازش خسته شدم قری ادای لق نزدن رو درآوردم و پریدم بین حرفش و گفتم:چقدر تور طول دوستی ازش کشیدی؟ همونجور که داشت با گوشه ی شالش بازی میکرد گفتنی صد تومن پول و یه جفت گوشواره طلا رویه قری که سعی داشت مثلا یواشکی آبمیوه من و بردارد گفتم پاشید بریم خونه فردا باید برم پیش مریت بیت سوژه جدید چی داره.. فرا رقت حساب کنه و من و هاتین سوار ماشین شدیم ،از اونجایی که من زیانی بدجنس تشریف دارم با سومین پسری که دوست شدم یعنی ماهان که پدرش قاچاقچی مواد بود فی

تهران مازراتی کانال تلگرام عاشقان رمان خودشم بنگاه ماشین داشت و البته بسیار پولدار بودن سر به موضوع الکی با هم شرط بستیم و قرار شد طرفی که برنده شده هرچی بخواد از اون بگیره و طبق معمول من برنده شدم و گفتم برام ماشین بیاره ولی خوب ته است ولی ایران از نگاهش برام یه لکسون مدولار در سه ماه بعدش وقتی کاملا ماشین به نام شده برنامه ریختم و سر یکی از قرارهاش موش و گرفتم و بهم زدم. از اونجایی که پولداره سراغ ماشین فی نگرفت و فقط ناراحت شد بایت پایان دوستی هم قرى و هانی فی رسوندم خونشون فی رفتم سمت خونه که از شانس و هی من ترافیک بدی بود خوب حالا وقتشه کامل خودم و معرفی کنم (( کند پناهی ز بیست سالمه و اصالتا جنوبی هستم و نمیدونم چه جوری که میگن جنوبی ها سبزه پوستن آخه من سفیدم تو خانواده هم سفید بوتن گفتم خانواده من هجده سالم بود که توی جاده آذرشهر-شیرازی تصادف کرده و پدر و مادرم و البته دختر عمم که با ما بود فوت کردن ولی دختر عمم ملتی توری که بود و بعدش دیگه مرد اور علم کے لیل وضع مالی پدرم نسبتا خوب اومد نارنگی کته من قر با پسرش بگیره که از خوش شانسی من فی بدشانسی الفرن من همه چیز جمع کرم و زدم به تهران و همش و فروختم و یا جماش بین خزونه لوکس خریم تزرارین قیمتش رو بگم که هنوزم که یادش میوفتم جیگرم خون میشه! رشته معماری بود و هست حدودا دو سالی میشه که باهاته و فرناز دوستم و این برنامه زمانی به مخم رسید که یکی از دخترا از خرجای که برای دوست پسرش میگرده حرف میزد و میگفت که ولش کرده کار ما اینجوری با طرف دوستی میندازیم ولی پیشنهاد با آن هاست نه ما! | بعد اون باید خرج کنه مثلا مانتو ۹۰۰ تومنی بخوره و بهش یکی پول لازمم پول میریزه بے حساب با ریموت دی وی زدم و رفتم تو ماشین گذاشتم پارکینگ و یه زن همسایه که داشت با نگاهش قورت میدان اهمیتی ندادن و رفتم توی آسانسور همسایه های من آدمای بالانس و مشخصی هستند ولی بعضی از خانوما بگی نگی فضولن که عمری طبیعی! | درو باز کردم و کفش و گذاشتم جا کفشی و ترش و با پام بستم زهرا خانوم هفته ی ذوبان میاد خونه رو تمیز میکنه فی الیته انی من الحالا خوشش نیاز به درک.. . رفتم توی اتاق و تاپ و شلوارک ست صورتی رنگ و پوشیدم و موهام رو باز کردم بلندیش تا باسنم بود و کاملا لخت بود و رنگه خرمای داشت(بر عکس ماهاتم که بور بود) چشمای تسلی روشنی داشتم و به قول قری کل صورتم چشمه!! آخه چشمام درشته فی بیشتر از هر عضو صورتم به چشم میاد.. بینیم و هفده سالگی عمل کردم و لبام برجسته نیست ولی کمی پهنه و به خاطر همین می برجستگی دارد.. رفتم توی حال وی تلویزیان فی روشن کردم و زدم به موزیک شاد و رفتم سمت آشپزخونه و بسته ی کالباس فی بشقاب

تهران مزاری کانال تلگرام عاشقان رمان خیارشور و گوجه کشیدم بیرون لقمه ی گرفتم و سس زدم و رفتم رورتی میل تشتم صدای
گوشیم میزان
ولش کن حتما پسره امیرحسینه آخه تازه باهاش بهم زدم و میخواد منت کشی کنه.. خوبیش اینه که من آدرس خونم و به کسی نمیدم و به هاتیه و قر تازم همین رو گفتم بی اهمیت لقمه و کامل خوردم و موهام فی ترم بافتم ق لیاری میل دراز کشیدم و به مسابقه یا استیج نگاه میکردم
شایان سانروف توی این گرما چه ترافیکی درست شده. بیا مردم تر باش! چقدر شان. صدای موزیک و برق و حرف و... همه چی میان بیشتر صدا هم انی ماشین بخلیه نگاهی بهش انداختم به لکسوز سفید که صدای موزیک بلندش تا توی ماشین من هیومد ینے لخت کے از نیم رخ خوشگل و بی عینک آفتابی گرد زمین زده و بالای عینکش به خط عمو صاف طلایی رنگه. آرایش تقریبا کمی هم کرده و عامل اصلی سردرد منه این! بالاخره ترافیک تقوم شنو راه افتادن.. پام و رو پدال گاز فشار دادم و ازش زدم جلو و مطمئن نیلم لیر میرست دانشگاه . . استادی که خودش در بسته نه باید انتظاری از دانشجوهاش داشته باشه! به محضی که وارد کلاس شدم سروصدای دانشجوها خوابید و با همتون اخم و جایت شروع کردم به درس دادن.. تقریبا سی مینی گذشته بود که نکته طولانی نوشتم و سر ماژیک فی سیستم فی رفتم یه گوشه ایستادم تا قرص یادداشت داشته باشد ..خودمم میدونم خیلی تتلتا توضیح میدم و نمیتونن بنویسن , چشم خورد به په اختر کی اور برتری پنجره نشسته بود و مقنعه اش رو کشیده بود عقب و موهاشو فرق زده بود موهای مشکی خرمایی جالبی داشت.. آدامسش و می جویید و هیچ توجهی بنے گلاس نداشت ،صبر کن ببینم این همون دختر صحیحی نیست که تو ترافیک بود. با دقت بیشتری بهش توجه کردم رژلب سرخ آلبالویی و آرایش فوق حرفه ای.. درکل دختر خوشگلی بول.. ادامه ی درس رو داشتم مطمئن بودم که از دانشجوهای من نیست گذاشتم درس که تموم شد سر ماژیک و بستم و شستم و توی جیب شلوارم کردم و روی بغل دستیش که سعی داشت تنلنتل یادداشت کنه گفتم:خاتم میریان سرش و سریع اورد بالا و گفت: بله استاد؟ گفتم: این خانمی که کنارتون نشستند از دوستان شما هستند ؟

 


همونجوری که حرف میزنم بی توجهی به دخترای کلاس که داشتن پچ پچ میکردن نداشتم بی زیر زیرکی بهش نگاه میکردم! مطمئنة هدفون گذاشته بود چون صدای نمی شتید امیری:بله استاد راستش اومده بودن از من چیزی بگیرن که دیگه به عنوان همراه اومدن سرکانس.. . گفتم:خانم میریان دوستتون اصلا توجهی به کلاس نکردن درسته؟ به طرز تمسخر آمیزی بهش اشاره کردم که با ارنجش زد به پهلویش.. سریع چشم از پنجره رفت و هدفون و در آورد و گفت مگه مرض داری مریم؟ میریان با دستش به من اشاره کرد ولی اون بیخیال گفت: خوب چیه چیکار کنم حالا تا خواستم دهن باز کنم بلند شد و راه افتاد به سمت من وقتی بلند شد معلوم شد هیکل خوبی هم داره . من کلا توی یه نگاه به طرف دید میزنم نه زل میزند. نزدیکم شد و آرایش قی از دانش در اورد و چسبون بے لب تاپ که روی میزم بود و خیلی آروم جوری که فقط من بشنوم گفت: جناب استاد درسته خوشگل و پر جذبه هستی ولی دفعه بعد خواستی کسی د لید بزنی حواستو جمع کل طرف تیرنگ نباشه یفهان چقدر جیز اوگی؟ یحل با پوزخند از کنارم رد شد و رفت بست درو محکم زد بهم . حالم بد گرفته شد چقدر پر قرق بود . نگاهم افتاد به آن المسن صورتی زیاتری لپ تاپ .. أأأ لعنتی.. . روبه کل کاتس گفتم: از واقعه ی بعد کسی همراه نمیارد توی کانس من.. خسته نباشید بعضی سریع رفتن بیلت فی بعضی از این دخترا الکی سوال میپرسن که منم نشون کردم و زدم بیرون..
*****
هاهاهاها لینے پرتقال روی میز برداشتم و زدم توی سرش و گفتم: زهرمار.. خشایار نگفتم بخندی گفتم بفهمی چه جونوری دیدم.. دستش رو گذاشت روی سرش و با صورت سرخ گفت: الهی من قربونش بشم که توقی خیانت کرده ای دمش گرم که لخت بوده حاشا ببی.. . نذاشتم ادامه بده سیب و پرت کردم طرفش که با خنده گرفتش فی لی میل دراز کشید تمتد خب خب خب حالا چی بپوشم؟ مانتو مشکی کوتاهم که بلندیش توی روتم بود یعنی چند وجب پایین تر از باستم و یه مشکی ساده بود که سمت چپش طرح طلایی داشت و شیک بودن فی پوشیدم شلوار نود سانتی مشکی که درز های طلایی داره و کفش ورنی طلایی رنگم که بخاطر ساده بودنش جلوه ی خاصی به خودش داده موهامو نم

 

اسبی بستم که از شال نزنه بیرون و اعصابم و خورد کنه ولی جلوی موهامو سریع با دستگاه فر کردم و از دو طرف فرق ریختم ملاذم فی برداشتم و خط چشم گربه ای کشیم فی
یعلم فی ظله و کی ثروت از واصل مطلب! سرخ آتشی و زدم .. اوزون چی شد این لبا... موهام و یا گیره ای مشکی گیر کردم که وقتی شال پوشیدم اضافه هاش تست بیر نے آن فقط دو طرفم باشه ولی نه بیخیال بذار آزاد باشه قشنگتره شال مشکی رنگ که خیلی هم نرم بود پارچش فی برداشتم و نگاهی به لبه هاش که زیپ کوچیکی کار شده بود کردم تھے بابا سلیقه امیر حسینم خوب بوده بها أخی أین برام خریده بود!! شالم رو گذاشتم روی موهام فی هیچ تکونی بهش ندادم میخوام صاف باشه ته بندازم روی شونم.. ساعتمو دستم کردم و تورتا ان یت انگشتی حمام تر توی انگشتم فرو کردم.. یکی از تفرم به خودم زلم و کیف دستی که با گذشت بیت بود و برداشتم و گوشی و کمی پول گذاشتم توش ... این کیف و کفش و ماهان برام خریده یرد بی چه بچه ی خوبی بودا طنی.. در مغرور بود.. قانونم تو کار این بود فقط تا سه ماه با طرف دوست باشیم ولی با ماهان شد شش ماه ... پسر خوشگل و خوشتیپ توپ جنبه ی بود . به راحتی میتونستم تا آخر عمرم مال خودم کنمش ولی خوب این عضو قانون نبود. توی قانونم این بود ته حق بوسیدن و نه خلوت های عاشقانه فقط در حد دست دادن یا روسیه ساده که طرف خر بشه ولی یادمه ماهان بیشعورن یه روز منو به زور بوسید و منم الکی ادای ناراحتی و عصبانیت و در اوردم اور اور تم کلی معذرت خواهی کرد و برام همین کیف و کفش و خرید و چقدر گرون خریده بود خود گیف و 2 تومن و کفش ۱۰ تومن ولی خوب اون نمیدونست من چقدر از اون پرسش لذت بردم خخخ خدا موتور کشی که فقط فقاهرم مردونه... سوار ماشین شدم فی نابه نگهبان گفتم:زهرا خانوم امروز نمیاد.
چشم خانوم عینک آفتابی و زدم به چشمم تر تک زدم به فری که یعنی حرکت کردم پخش فی زلم و شیشه کشیدم بالا بالا میخورد به موهام و، موهام میخورد به سینک اولین آهنگی کے پخش شد از محسن چاوشی بود که افسار میخوند پیشنهاد میکنم گوش کنید عالیه) ردش کردم و زدم بعدی که تهران مازراتی پخش شد من عاشق این آهنگم لتلش کردم تو پام اور لیوی پدال فشار دالم.. کمی که ترش کردم و به خونه فری نگاه کردم ده دقیقه یا بود رسیده بودم ولی خبری ازش تیون پخش و خاموش کردم و از آینه نگاهی به خودم انداختم خویها امروز میخوایم با فری پریم خرید برای خواهرش تسل... فری لختر خوشگلیے چشمای کشیده و مشکی داره و پوستش سفیده .. لبای کشیده و تقریبا باریکی دارد که به چهرش بیشتر میاد موهاش کمی زیتونی و قیافش خیلی خوبه .. بالاخره اومد..
سلام چطور ؟ نگاهی بهش انداختم چه تیپی هم زده!!!!!!

 

 

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی