اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان بانوی دلبر به صورت Pdf

  • ۳۳۹۱

دانلود رمان بانوی دلبر به صورت Pdf

 

دانلود رمان بانوی دلبر به صورت Pdf

 

خلاصه رمان بانوی دلبر :

دستم همه جای بدنش می رفت و بر میگشت. بالا زده بودم و نگاهم که می خورد به بدنش جوونی زیر لب میگفتم. حتی تصور خوردن این بدن هم مردونگیم و راست میکرد. مگه میشد از این بدن بلوری و بدون مو گذشت؟ سینه های کوچیکش دهن هر کسی رو آب می انداخت درسته که قطعا یه سینه ی بزرگ و گرد هوس آمیز تره اما برای من، این سینه های کوچک که نشانه بلوغ دختر رو به روم بود، هوس آمیز ترین چیز دنیا بود. بغض کرده نگام میکرد و دست من روی جاهای ممنوعه ش می لغزید. نمیدونستم که عروس کوچولوم طاقت مردانگی کلفتم رو داره یا نه اما داغ بودم.. تشنه ی چشیدن پاکی و معصومیتش. تشنه ی بدن کوچک و داغش!!

 

 

لباس عروسش رو به آرومی از تنش درآوردم، هیچی نمیگفت نه اعتراض، نه گریه، په شیون. انگار ندیمه ها خوب آموزش داده بودن لخت مقابلم بود تنها با شورت و سوتین کودکی که سینه هاش رو نگه داشته بود
لبامو نزدیک لبش بردم چشمای خوشگلش لرزید و بغضش بزرگ تر شد صورتشو نوازش کردم و لباشو عمیق بوسیدم شیرین بود، شیرینی عجیبی که دلم میخواد کامل بکنمش. سمت گردنش رفتم گاز کوچیکی گرفتم که آخ گفت. - جون دلم.. جونم تیدای من تو چشمام نگاه کرد و گفت: - میخوای باهام از اون کارا کنی؟
خندیدم و لبمو روی شونش کشیدم تا بالای سینش روی سینش مکث کردم و آروم گفتم - کدوم کارا شیطون بلا؟ - همون که ندیمه گفت. گفت بهش میگن شب زفاف
چشمام خمار شد، دست خودم نبود بدجور شیفته ی این دختر 15 ساله شده بودم که تازه

 

 

به بلوغ رسیده بود و چندان سر در نیاورد پرده بکارت چیه یا الان قراره چیکار کنیم! بند سوتینشو باز کردم و شونه شو بوسیدم: - آره عزیزم، قراره از همون کارا کنیم
مظلومانه نگاهم کرد. - ندیمه میگفت درد داره.. لبای خوش فرمشو بوسیدم
- نه. من نمیذارم دردت بیاد سرشو پایین انداخت و خجالت کشید مردونگیم سفت شده بود، شروع به مکیدن سینه هاش کردم کوچیک بود و کلش توی دهنم جا میگرفت. کلش و توی دهنم کردم. آه های بلندش داشت دیوونم میکرد. با این وضع من، تا صبح بیدار میموندیم، نمیخواستم الان واردش کنم! هرچند که داشتم میترکیدم اما میخواستم انقدر بلیسمش که خودش ازم بخواد تا واردش کنم. با دست کوچولوش ملحفه رو مشت کرده بود و میکشید. این نشون دهنده این بود که داره لذت میبره. بی طاقت از روی شورت بهشتش رو لمس کردم. کوچولو بود و بنظر

 

 

خیلی خوشمزه میومد.
سینه هاشو ول کردم و زبونمو تا پایین نافش کشیدم. جیغ کوچیکی زد و خندید - نکن قلقلکم میاد بوسه ای جای زبونم نشوندم و لبخندم کش اومد. شورتشو با دندون کشیدم و در آوردم. آه من چی میدیدم؟!
به بهشت صورتی و هلویی بدون یه تار مو زدم بالا.. اونقدر که نفهمم بچه ست. شورت رو توی تنش جر دادم و تیکه هاشو پایین انداختم.
ترسیدا | کمی خودمو کنترل کردم. دماغمو گذشتم روی بهشتش و بو کشیدم. بوی زندگی میداد زبونمو آروم روش کشیدم. خیسش رو حس کردم کل ترشحاتی که داشت از بهشت بیرون میومد رو مکیدم. طعم ملسی داشت. با انگشت لاشو باز کردم زبونمو از بالا تا پایینش کشیدم. صدای آه های تیدا داشت دیوونم میکرد. هرچی من بیشتر زبون میکشیدم و میخوردم اون بلندتر آه میکشید.

 

 

دانلود فایل

 

دانلود رمان هوس باز من

دانلود رمان حالم خوش نیست

دانلود رمان صدفی در طوفان

دانلود رمان دلبران بهاره گندمی

دانلود رمان استاد متجاوز من

دانلود رایگان رمان شام مهتاب

 

 

 

نظرات: (۰) هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی