خوش آمديد

اسم نوشته سایت تفریحی سرگرمی

سایت شامل عکس نوشته ,فیلم سینمایی, رمان های عاشقانه,اهنگ های جدید 99,عکس و متن پروفایل,پروفایل,تعبیر خواب,بیوگرافی بازیگر,معمای تصویری

دانلود رمان سه دبیرستانی هات به قلم پ.م به صورت pdf

  • ۱۲۸۱۸

دانلود دانلود رمان سه دبیرستانی هات به قلم پ.م به صورت pdf

دانلود دانلود رمان سه دبیرستانی هات به قلم پ.م به صورت pdf

 

خلاصه رمان :حس شتیه یکی نگرانت باشه یکی بترسه از اینکه به بافت أنی لست بیده . سعی کنه تا الحقت تله، حصی ثنیة... وقتی ازش جدا میشی اس ام اس بده عزیز دلم رسید؟ قشنگه: یهو بغلت کنه لیه ... توی جمع .. انسانی گوشت بگه دوست دارم، بگه که حواسش بهت هست حس قشنگیه ازت حمایت که وقتی حق با تور تیست... دوست داشتن همیشه زیباست!!! بسم الله الرحمن الرحیم ملودی کاتالان ماهور اند و بالا و پایین میگردد که مامان اومد و کنارم نے ای میل نشست زدم شبکه تی پی ام سی تا یکم آهنگ گوش یقت یهو آهنگ ممنوع از تتلو پخش شش : آدم بی رگ بی خاصیته" یهو مال ما نیست در گرفت و گفت:

مثل بابت! بایت هم بین دیگه هم بی خاصیت

خندم گرفت ولی کنترلش کردم امروز با هم قهر کرده بودن و مامان داشت اینجوری حرف میزد وگرنه که عاشق هم بودن! " مثل شوته تو تیرک هه واسه اینکه پشت هم نیستیم سرد لندن هم میپیچیم ولی دیگه این کانال ممنوع ممنوعه، دیدن صورتی که سالها مایه ننگ تن بوده ممنوعه، اون که دورنگه پر پرد نقده و کامیون ده گناه و فکره بهش ممنوع اصن با اشم بد چشم تو چشم ممنوع" مامان دیگه با عمه ات ایتا چشم تو چشم نمیشم! والا مگه نمیبینی میگه ممنوعه؟؟ دیدم الان کل جد و آبانم رو به باد قش میگیره واسه همین کانال رو عوض کردم. مامان راستی ملودی اور ملینا کجان؟ پوکر فیس نگاش کردم و گفتم:
مامان من مولودیة! تو هم میتونی تشخیص بدی؟! | دستشو گذاشت زیر چوته و یکم چپ و راستم کرد و گفت: - معه؟ تو ملودی بستی؟ من فکر کردم تا الان دارم با ملیسا حرف میزنم! خندیدم که گفت:
خب نگی؟؟ کجا رفتن؟؟ به جایی نرفتن، خوابیدن!
کشیدم و بیدارشون کردم
پاشدم رفتم تو اتاق مشترکم با ملینا و ملیسا و روی تختم نشستم. دیدم اینا مثل خرس خوابیدن و ملم حوصلم داره من همیشه واسه همین یه جلیغ یتنفس ملیتا چنه باتر؟؟ ملیسا روانی

خندم گرفت ولی کنترلش کردم امروز با هم قهر کرده بودن و مامان داشت اینجوری حرف میزد وگرنه که عاشق هم بودن! " مثل شوته تو تیرک هه واسه اینکه پشت هم نیستیم سرد لندن هم میپیچیم ولی دیگه این کانال ممنوع ممنوعه، دیدن صورتی که سالها مایه ننگ تن بوده ممنوعه، اون که دورنگه پر پرد نقده و کامیون ده گناه و فکره بهش ممنوع اصن با اشم بد چشم تو چشم ممنوع" مامان دیگه با عمه ات ایتا چشم تو چشم نمیشم! والا مگه نمیبینی میگه ممنوعه؟؟ دیدم الان کل جد و آبانم رو به باد قش میگیره واسه همین کانال رو عوض کردم. مامان راستی ملودی اور ملینا کجان؟ پوکر فیس نگاش کردم و گفتم:
مامان من مولودیة! تو هم میتونی تشخیص بدی؟! | دستشو گذاشت زیر چوته و یکم چپ و راستم کرد و گفت: - معه؟ تو ملودی بستی؟ من فکر کردم تا الان دارم با ملیسا حرف میزنم! خندیدم که گفت:
خب نگی؟؟ کجا رفتن؟؟ به جایی نرفتن، خوابیدن!
کشیدم و بیدارشون کردم
پاشدم رفتم تو اتاق مشترکم با ملینا و ملیسا و روی تختم نشستم. دیدم اینا مثل خرس خوابیدن و ملم حوصلم داره من همیشه واسه همین یه جلیغ یتنفس ملیتا چنه باتر؟؟ ملیسا روانی


بچه ها من حوصلم سلیقه بپوشید بریم بیرون۔ ملیان.. فردا امتحان داریم باید درس بخونیم. با تمسخر تنگت شدم در قم - چقدرم که ما میخونیم، ولتون میکردم تا خود فردا خواب بونین لای کتاب هم باز نمیگرنینا نگاهی به ملینا انداخت و گفت:
راست میگه. پیش بریم. راستش ما با اینکه درس نمیخوندیت ولی باهوش بلیت... یعنی علمتم امتحان فردا رو بالای 18 میشوند. یه بار که معلم توضیح می داد اور یه بار است که اتے ساری کتاب میخونن بت، قول میشدیم! سه تایی رو به روی کمرش نمون که کنار هم بودن و انسانیم و همزمان تختیم
چه تیپی بزنیم؟؟
آبی سفید خوبه؟ ملیسا نه مشکی قرمز۔ ملینا نچی کرد و گفت: _ تو سی صورتی۔ سه تایی با تیشیرت گفتیم - عائلیه خلاصه سه تایی شنوای نوسی مانتوی صورتی روشن و شال ترسی و کتونی های نایک صورتی با هم ست کردیم و آن الى تننیم بیرون مامان با دیدن ما گفت:
کجا به سلامتی؟ شال و کاده کردین! ملینا گفت: - حوصلمون سر رفته دارید میریم بیرون. - به اجاره ای چیز۔۔۔ ملیسا با خنده گفت:
تو که بالاخره اجازه دهید ما یرید... دیگه چرا خونمون و خسته کنیم؟! .خیله خی یرید لبیت.. پورنها؟

ملینا : - برداشتی؟
ملیسا میگم یه وقت نگیر نمون؟؟ هنوز به سن قانونی ترسیدید گواهینامه هم که نداریم. کلافه کشتن _ اورفق ملیسا؟ ما همیشه این کار رو میکند. این دفعه هم چیزی نمیشه. بعدشم من دیگه دستم تو معده کجاها پلیس است
جاها نیست. نیگنان تبلت گیر می قیم. سرشو تکون داده صدای لوس زنی تو آسانسور گفت:
- پارکینگ
و منیم بیرون و دزدگیر ماشین مامان داد ترنم اور سوارش شدیم. خدا رو شکر ملین مامان پرشها بود و جلب توجه نمی کرد. اگه ماشین بابا بود که تو همین کوچه ی خونمون می رفتنمون! آخه ماشینش جنسی بود. نقره میگه مالیات: ملودی ! بزنگ به دریا اونم بیاد باهامون خوش میگذره.
باشه بشین۔ گوشیم در اقدام در شماره ی دریا نورست مشترکه من رو گرفتم بعد این چند تایوان جواب داد: یلو الله؟! | مسئولم! | سیم خرد خوبی؟ ۔ آرد.. ایلوش داریم میایم دنبالت بریم بیرون.
باشه خدافظ قطع کرد. خیلی هم خوب اور مختصر با هم حرف هایم بعد از 10 دقیقه رسید لیة جلوی خونه ی دریا ایتا۔ نور تا بوق پشت سر هم نزنم که پرید تو ماشین و گفت:

یهو همزمان گفتیم:
. هروقی... سلاما
ملیتا
ملیسا ان
دریا دریا خون کجا میریم؟؟
منبتا برلین تیران...
تولى تنفی
توی کوچه پارک تر شد و چهار تا همزمان از ماشین پیاده شدید و راه افتادیم سمعته پاسائی۔ پیر به زنه جومین سبز شد و شروع کرد به حرف زدن که باید به فقرا کمک کنید و فلان و بهمان! برای اینکه بپیچونمش گفتم
ببخشید خانوم شما عجله دارید... و با سرعت رفتیم سمت در پانساتے۔ نه چند قدم پشت سرمون اومد و گفت:
خیلی وقت نمیگیره خانواده. میدونم ولی ما خیلی خیلی عجله داریم۔ و همون لحظه پریدیم تو! ایش.. مثل کله به آن می حسین تریا چی میخواید بخرید؟؟ با همت گفتیم:
. شستند
وأن علینا رفت تو مغازه ی مورد نظر و ما هم به جایی ایستادم که فروشنده نتونه مارو ببینه ولی ما راحت فی دیدیش! ملیتا اومد بیرون و دستی هاشو نشونمون شاد یعطش ملیسا رفت و با همان نیستی تا برکت حالا نوبت من بود! سنتش کلت بنت تتناک من نه که اکانتنت

 

دانلود رمان شوهر غیرتی من

دانلود رمان از جنس اقلیما

دانلود رمان پسر حاجی

دانلود رمان رئیس مغرور من

دانلود رمان کی فکرشو میکرد

دانلود رمان قرعه به نام سه نفر

دانلود رمان خان زاده فصل دوم پارت 5

دانلود رمان ترنج

نظرات: (۰) هيچ نظري هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی